ت کشاورزي است که ابعاد نگران کننده اي يافته است.
ميزان ضايعات در ايران از ميزان متعارف در کشورهاي توسعه يافته بالاتر است. بنابر اين براي مقابله با اين مشکل لازم است در سطح وسيعي بررسي و تحقيق شود تا علل و ميزان دقيق بروز ضايعات محصولات کشاورزي در ايران مشخص شود (مصطفوي و همکاران).

1-5- ضرورت و اهميت تاکيد بر ضايعات
کاهش ضايعات محصولات کشاورزي به عنوان راهي موثر براي کاهش توليد مواد غذايي مورد نياز و يا افزايش دسترسي به مواد غذايي، يکي از اولويت هاي مهم در کشورهاي مختلف جهان است. اين امر به اين دليل مهم است که سطح تاثير ضايعات در توليد ناخالص داخلي و درآمد ملي متاسفانه بسيار نگران کننده است. بنابراين به نظر مي رسد هزينه بالاي ضايعات نه تنها بخش کشاورزي را رنج مي دهد بلکه به دليل سهم 25 درصد اين بخش در توليد ناخالص داخلي بر اقتصاد کشور و منابع ملي نيز موثر است از طرف ديگر با توجه به سهم 25 درصدي بخش کشاورزي از صادرات غير نفتي و ارزآوري حدود 2 ميليارد دلار اين بخش، کاهش کامل ضايعات مي تواند ارزآوري اين بخش را بين 350 تا 400 ميليون دلار افزايش دهد (شادان، 1384) .
در اين ميان با توجه به منابع توليد محدود در بخش کشاورزي، تقويت صنايع تبديلي و تکميلي، توسعه انبارها و سردخانه و استفاده از فن آوري هاي نوين فرآوري، حمل و نقل و بسته بندي مي تواند بدون فشار بيش از حد به منابع توليد، امکان توسعه پايدار کشاورزي را فراهم آورد. کاهش ضايعات در حقيقت نوعي افزايش بهره وري منابع توليد است (ميرمجيدي و همکاران، 1388).
به صورت کلي مي توان اهميت ضايعات را از سه منظر بررسي نمود:
* از ديدگاه امنيت غذايي:
اجلاس جهاني غذا در سال 1996 تعريف جامعي از امنيت غذايي را ارائه نمود:
” امنيت غذايي هنگامي وجود دارد که همه مردم در تمامي ايام به غذاي کافي، سالم و مغذي دسترسي فيزيکي و اقتصادي داشته باشند و غذاي در دسترس نيازهاي يک رژيم تغذيه اي سازگار با ترجيحات آنان را براي يک زندگي سالم و فعال فراهم سازد.”
به استناد اين تعريف، امنيت غذايي شامل 5 مفهوم اصلي است: 1- غذاي کافي 2- دسترسي اقتصادي و فيزيکي 3- امنيت 4- زمان و 5- زندگي سالم و فعال.
* از ديدگاه اقتصادي:
در يک سيستم يا بنگاه توليدي براي جبران x مقدار ضايعات محصول مورد نظر، زير سيستم توليد و عرضه بايد(x+a) مقدار اضافه توليد داشته باشد. زيرا (x+a) مقدار اضافه توليد نيز بايد در يک مسير نابسامان پس از توليد قرار گيرد، تا به مصرف کننده نهايي برسد. از طرفي ديگر مقدار عددي a نيز متغير بوده و با افزايش x ( مقدار ضايعات) افزايش مي يابد. اين بدان معني است که ميزان اضافه توليد براي جبران ضايعات به صورت غير خطي و نمايي افزايش خواهد يافت. بنابراين صرفا تکيه بر اضافه توليد براي تامين نيازها، عقلاني و اقتصادي نيست(خزائلي، 1387).
امنيت غذايي که سنگ بناي جامعه اي توسعه يافته و عنصر اصلي سلامت رواني و جسماني است، مورد تهديد قرار مي گيرد، در عين حال کمبود تجهيزات و فرسودگي ماشين آلات کشاورزي نيز در برداشت و فرآوري محصولات خلل وارد ساخته که نتيجه آن ضايعات بالاي محصولات کشاورزي و ضربه به توليد ناخالص داخلي است. علاوه بر زيان هاي ناشي از تاثير منفي ضايعات محصولات کشاورزي بر توليد کنندگان و بازار داخلي، اين موضوع تاثير نامطلوبي بر صادرات غير نفتي کشور به ويژه در بخش صادرات محصولات کشاورزي و صنايع غذايي داشته است (خوش نظر و کمالي، 1388).

ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد کشور ضربه وارد مي کند:
* ميزان توليد را کاهش مي دهد.
* نياز به واردات را افزايش مي دهد.
* نهاده هاي لازم براي توليد را که به سختي تهيه مي شوند،هدر مي دهد.
بنابر اين به نتايج حاصل از عمليات کاهش ضايعات، برداشت مخفي (Hidden Harvesting) اطلاق مي گردد (خوش نظر و کمالي، 1388).
* از ديدگاه سياسي و استراتژيک:
کشورهاي سلطه طلب همواره از نيازمندي و عدم استقلال غذائي کشورهاي هدف به عنوان يک اهرم فشار کارآمد و موثر براي نيل به مقاصد خود استفاده کرده اند. در طول تاريخ بسيار مشاهده شده است که ارسال کمک هاي غذائي کشورهاي توسعه يافته به ملل نيازمند و حتي تنظيم بازار جهاني اين معاملات، تابع ملاحظات سياسي قرار داشته است. تحريم اقتصادي کشور طي دوران دفاع مقدس، امتناع آمريکا از فروش گندم به شيلي در دوران حکومت آلنده و ممنوعيت فروش محصولات کشاورزي به شوروي سابق از سوي ايالت متحده در دوران جنگ سرد، از نمونه هاي بارز اين گونه تعاملات جهاني است (فاطميان، 1390).

1-6- مديريت کاهش ضايعات محصولات کشاورزي
کشور ما طي سال هاي گذشته در زمينه بسياري از مواد و محصولات به مرز خودکفايي رسيده ولي عواملي چون (افزايش جمعيت) در کنار (عدم کاهش ضايعات) راه را براي رسيدن به نقطه استقلال، طولاني تر مي کند. از سويي ضايعات از طريق کاهش ميزان توليد، افزايش نياز به واردات و هدر دادن نهاده هاي لازم براي توليد بر اقتصاد ضربه وارد مي کند (شاکر اردکاني، 1387).
موضوع با اهميتي که دولتمردان هر کشوري بايد در نظر بگيرند تعيين خط مشي کلان در رابطه با کاهش ضايعات مي باشد و بعد از تعيين خط مشي و سياست کلان مي بايد مسئوليت ها و وظايف سازمان هاي خصوصي و دولتي مشخص و تعيين شود. در اين راستا بايد دو راه حل در نظر گرفته شود. راه حل اول مربوط به بالا بردن سطح آگاهي عمومي در کاهش ضايعات از طريق روش هاي جلوگيري از ضايعات مي باشد و البته اين راه حل در روند دراز مدت نتيجه خواهد داد. راه حل دوم مربوط به تدوين سياست ها از طرف دولت ها مي باشد و اجراي اين سياست ها بعد از تدوين، اثرگذاري سريع تري در کاهش ضايعات خواهد داشت (شادان و مهين خواه، 1385).
با وجود تلاش هاي صورت گرفته براي رونق توليد، خودکفايي در برخي محصولات کشاورزي و تاکيد همه دستگاه ها ذي ربط بر توجه بيشتر و رفع موانع توليد، فرآوري و صادرات محصولات کشاورزي، هنوز هم بهره وري و الگوي مناسب توليد و مصرف در اين بخش با موانع بسياري روبرو است اين در حالي است که تدوين برنامه پنجم توسعه سياست اصلي معطوف به تامين غذاي سالم و خود کفايي در محصولات کشاورزي بوده که تحقق اهداف در اين برنامه مستلزم رشد 8 درصدي بخش کشاورزي است (روح پرور، 1388).
در مجموع مديريت ضايعات نه تنها ضرورت بکارگيري شيوه هاي مناسب توليد و استفاده از تکنولوژي نوين را توجيه ميکند بلکه اتخاذ سياستهاي مناسب از طرف بخش دولتي وخصوصي در جهت کاهش ضايعات، ساخت انبارها و سيلوها و توسعه صنايع تبديلي و نگهداري و بسته بندي محصولات کشاورزي را مورد تاکيد قرار مي دهد (شباني و همکاران، 1390).

1-7- علل ضايعات محصولات کشاورزي
1-7-1- عوامل غير قابل کنترل براي توليد کننده
اين ضايعات شامل آن دسته از عواملي مي شود که از کنترل کشاورز خارج است و لازم است براي مقابله با آن ها از طريق بخش هاي ذيربط دولتي اقدامات مقتضي صورت پذيرد، از جمله اين عوامل مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1-7-1-1- عدم دسترسي و يا در دست نداشتن اطلاعات قابل اتکا درباره سطح زير کشت مورد نياز
1-7-1-2- ضعف در برنامه ريزي توليدي
1-7-1-3- کوچک بودن سرمايه ها و مالکيت خرد
1-7-1-4- ضعف در زير ساختارهاي توليد (جاده، سوخت، برق، و سطح تحصيلات)
1-7-1-5- يکپارچه نبودن اراضي
1-7-1-6- تسطيح نبودن اراضي و عدم زهکشي و احداث شبکه آبياري در آن ها
1-7-1-7- کمبود و نارسايي ها در زمينه توزيع نهاده هاي کشاورزي و وسايل مختلف
1-7-1-8- عدم دسترسي توليدکنندگان به منابع مالي جهت تامين نهاده هاي مناسب
1-7-1-9- نبود شبکه ارتباطي مناسب بين نقاط توليد و مصرف
1-7-1-10- ضعيف بودن تشکل ها و تعاوني هاي توليدي کشاورزي
1-7-1-11- تعدد مراکز تصميم گيري و سياست گذاري صنايع غذايي کشور و عدم هماهنگي آن ها
1-7-1-12- وجود تشريفات زايد در خصوص صدور محصولات و فرآورده هاي کشاورزي
1-7-1-13- ناهماهنگي بين صنايع تبديلي و ميزان توليد محصولات کشاورزي
1-7-1-14- فقدان استراتژي جامع در توليد محصولات کشاورزي و صنايع تبديلي در کشور
1-7-1-15- نبود سيستم اطلاعات جامع از دست اندرکاران توليد محصولات کشاورزي و صنايع تبديلي در کشور
1-7-1-16- عدم وجود آيين نامه ها و ابزارهاي لازم جهت تشخيص محصولات استاندارد (کنترل پارامترهاي تعريف شده) و نبود ضمانت اجرايي براي جلوگيري از ورود محصول غير استاندارد به بازار
1-7-1-17- عدم وجود گردش کارملي تعريف شده درتحقيق، تدوين، اجرا و نظارت بر استانداردها
1-7-1-18- چند وظيفه اي بودن سازمان هاي دخيل در امر نظارت بر کيفيت محصولات کشاورزي
1-7-1-19- عدم وجود سيستم تضمين کيفيت محصولات کشاورزي
1-7-1-20- وجود ديدگاه کفايت نظارت و کنترل محصول نهايي
1-7-1-21- سياست گذاري ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي شود که در آن يک راه حل تکنولوژيکي کافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشکلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از اين جمله اين موارد است که سبب ضايعات غذايي مي گردد.
1-7-1-22-آموزشي: نبود اطلاعات کافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي (مصطفوي و همکاران؛ ميرمجيدي و همکاران، 1388؛ فاطميان، 1390).
1-7-2- عوامل قابل کنترل براي توليد کننده:
1-7-2-1- ضايعات زراعي( کاشت و داشت)
از جمله عواملي که منجر به ايجاد اين دسته از ضايعات مي شود، مي توان به:
1-7-2-1-1- شيوهاي بومي و نامناسب کشاورزي:
ضعف دانش فني همچون عدم انجام هرس بموقع وعدم استفاده از سيستم هاي آبياري مناسب در کنار عدم پذيرش کشاورزان و اعتقاد به مديريت سنتي باغات از جمله اين عوامل مي باشد.
1-7-2-1-2- عدم دسترسي به نيروي انساني لازم:
کمبود نيروهاي انساني متخصص و ضعف در مديريت نيروي انساني و مسائل پرداخت حقوق و موارد اقتصادي کارگران از جمله اين موارد مي باشد.
1-7-2-1-3- تامين آب (آبياري):
عدم اطلاع کافي از سيستم هاي آبياري و عدم تمايل به تغيير سيستم هاي آبياري باعث بروز مشکل تامين آب مي گردد.
1-7-2-1-4- حاصلخيزي خاک و استفاده از کودها: کمبود مواد غذايي مورد نياز گياه در خاک مي تواند کيفيت محصول را در حين برداشت به شدت تحت تاثير قرار دهد. از طرفي ديگر، کود خيلي زياد براي رشد محصول و وضعيت پس از برداشت آن مضر مي باشد. تعادل کود در خاک ها و اثراتش بر روي محصول مساله پيچيده ايست و به شرايط ديگري از قبيل درجه حرارت، رطوبت، pHخاک و واکنش هاي ميان مواد شيميايي مختلف موجود در کود بستگي دارد.

برخي از اين اثرات عبارتند از:
* کمبود نيتروژن مي تواند باعث کاهش رشد و تغيير رنگ برگ هاي گياهان از سبز به زرد يا قرمز شود مانند کلم.
* کمبود پتاس باعث توليد ميوه اي نا مرغوب و غير طبيعي از نظر رسيدگي مي شود. کمبود پتاسيم با مختل کردن سنتز ليکوپن از کامل شدن رنگ قرمز در گوجه فرنگي جلوگيري مي کند.
* عدم تعادل ميان رطوبت و کلسيم مي تواند باعث از بين رفتن جوانه انتهايي در گوجه ها و تلخ شدن هسته در سيب ها مي گردد.
* کمبود بور مي تواند باعث چروکيدگي در پاپايا، پوک شدن ساقه در کلم و گل کلم و شکاف دار شدن پوسته خارجي چغندر شود (مقصود لو و رفعتيان، 1382).
1-7-2-1-5- خسارت هاي فيزيکي و مکانيکي به محصول

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید