مکانيکي قرار گرفتند و ميزان فعاليت آنزيم هاي مورد نظر در اين گوجه ها با نمونه هاي شاهد که شامل ميوههاي دست نخورده (بدون وارد آوردن آسيب مکانيکي بر آنها) بود مقايسه شد. بررسيها نشان داد فعاليت آنزيمها درگوجه فرنگيهاي صدمه ديده بيشتر از گوجهفرنگيهاي سالم ميباشد. همچنين با افزايش ميزان رسيدگي گوجه ها فعاليت آنزيم پلي گالاکتوروناز آنها افزايش مي يابد (وان ليندن وهمکاران، 2008).
کادر و همکاران (1978) مطالعه اي روي خصوصيات بافتي گوجه فرنگي در مراحل مختلف رسيدگي انجام دادند. گوجه فرنگي ها در مراحل مختلف رسيدگي برداشت شدند. بر اساس تحقيقات آنها سختي گوجه فرنگي با رسيده تر شدن کاهش يافت که اين مطلب توسط آزمون فشار تأييد شد (کادر و همکاران، 1978).
سالت ويت (1991) به اين نتيجه رسيد که همراه با رسيدن ميوه، تغييرات معني داري در سفتي ميوه درسته رخ مي دهد. در اثر رسيدن گوجه فرنگي ميزان آب در نتيجه مايع يا آبکي شدن افزايش يافته و حالت دانه اي در ديواره پريکارپ در نتيجه کاهش دانسيته بيشتر مي شود. همچنين وي ثابت کرد که دراثر رسيدن گوجه فرنگي در انبار مرتباً از وزن آن کاسته شده است. هر چه گوجه رسيده تر بوده ميزان تنفس آن بيشتر و کاهش وزن آن در طي انبار داري زيادتر بوده است (سالت ويت، 1991).
وانزي بروک و همکاران (2006) در تحقيقي تأثير ويژگي‌هاي ميوه گوجه‌فرنگي روي قابليت صدمه ديدن را مورد بررسي قرار دادند. در اين تحقيق گوجه‌فرنگي‌ها در سه مرحله رسيدگي (سبز، صورتي و قرمز) انتخاب شدند و توسط يك پاندول كروي با شعاع mm 25 به گوجه‌فرنگي‌ها در دو موقعيت طولي و عرضي ضربه در سه سطح كم، متوسط و بالا وارد شد. نتايج نشان داد که هر چه سطح ضربه وارده به گوجه فرنگي بيشتر باشد، انرژي جذب شده توسط نمونه افزايش مي يابد.همچنين گوجه‌فرنگي‌هاي با شعاع كمتر انرژي بيشتري نسبت به گوجه‌فرنگي‌هاي با شعاع بيشتر جذب مي‌كنند و نيز افزايش ميزان رسيدگي سبب افزايش انرژي جذب شده و در پي آن افزايش ميزان صدمه‌ديدگي محصول شد. گوجه‌‌فرنگي‌هايي كه ضربات عرضي به آن‌ها وارد شده انرژي جذب شده در آن‌ها بيشتر از نمونه‌هايي بوده كه ضربات بصورت طولي وارد شده است بنابراين ميزان صدمه‌ديدگي در گوجه‌‌فرنگي‌هايي با ضربات عرضي، بيشتر مي‌باشد(وانزي بروک، 2006).
لامرتيم و دسمت (2008) تأثيرويژگي‌هاي ساقه روي حساسيت به صدمات نفوذي گوجه‌فرنگي بررسي شد. دراين تحقيق ويژگي‌هاي مكانيكي و هندسي ميوه و ساقه اندازه‌گيري شد. بررسي‌ها نشان داد ويژگي‌هاي ميوه مانند نيروي نفوذي لازم براي گوجه‌فرنگي‌ سالم و بافت پري‌كارپ، سفتي پوست و جرم گوجه‌فرنگي تعيين‌كننده‌ي ميزان نفوذمي باشد. در اين تحقيق مشخص شد كه در طي حمل و نقل گوجه‌فرنگي تعداد پانچرهاي هر گوجه‌فرنگي به ويژگي‌هاي مكانيكي ميوه بستگي دارد. تأثير ويژگي‌هاي مكانيكي و هندسي ساقه (كه با ويژگي‌هاي ميوه در ارتباط است) روي مستعد كردن ميوه گوجه‌فرنگي به صدمات پانچر مشخص نشد. اين ثابت كرد كه حساسيت به صدمات پانچر گوجه‌فرنگي بيشتر مربوط به ويژگي‌هاي ميوه است تا به ويژگي‌هاي ساقه. گوجه‌فرنگي كه يك پوست قوي سفت و يك بافت پارانشيمي محكم داشته باشد، نسبت به صدمات پانچر مستعد نيست (لامرتيم و دسمت، 2008).
آنا و همکارانش (2004) به منظور بررسي حساسيت ميوه گوجه‌فرنگي به صدمات مكانيكي درطي انبارداري و ارتباط بين ويژگي‌هاي ميكرومكانيكي بخش‌هاي پري‌‌كارپ (كوتيكول، اپيدرم، هيپودرم و پارانشيم) و ساختار ميكروسكوپي پري‌كارپ دو نوع گوجه‌فرنگي (Tradiro, style) در زمان برداشت و در طي 14 روز انبارداري پرداختند. بخش‌هاي مختلف پري‌‌كارپ گوجه‌فرنگي تهيه شد و با استفاده از يك ميكروسكوپ نوري ويژگي‌هاي هندسي آن تعيين و سپس ويژگي‌هاي مكانيكي آن بررسي گرديد تفاوت‌ها در ساختار بافت محصول در تعيين ويژگي‌هاي ميكرومكانيكي پري‌كارپ گوجه‌فرنگي نقش عمده‌اي دارد. ويژگي‌هاي ميكرومكانيكي و هندسي بافت‌هاي متفاوت، حساسيت واريته‌هاي متفاوت گوجه‌فرنگي را به صدمات مكانيكي تحت تأثير قرار مي‌دهند. در طي انبارداري حساسيت به صدمات مكانيكي افزايش مي‌يابد. نيروي لازم براي شكستن پوست و ضخامت كوتيكول كاهش مي‌يابد. همچنين بخش پيراموني احاطه كننده سلول‌هاي اپيدرمي كاهش مي‌يابد (آنا و همکاران، 2004).
وان ليندن و همکاران (2006) در مطالعاتي در زمينه فاکتورهاي مؤثر بر گسترش صدمه ديدگي ناشي از ضربات مکانيکي در گوجه فرنگي، به اين نتيجه رسيدند که با افزايش ميزان سطح ضربه وارده، از کم به خيلي زياد، سطح صدمه ديده گوجه ها نيز افزايش مي يابد (وان ليندن و همکاران، 2006).

2-2- سيب
قلي فر و همكاران(2010) به بررسي فاكتورهاي موثر در ضايعات سيب در استان زنجان پرداختند. كه در اين بين 1000 كشاورز و 78 كارشناس به صورت تصادفي انتخاب گرديده و پرسشهايي مطرح گرديد و در نهايت اطلاعات آماري حاصل گرديد كه در پايان نتايج نشان از عوامل تاثيرگذاري همچون زيرساختها، ايرادات و اشكالات قبل و پس از برداشت را در ضايعات سيب نشان ميداد (قلي فر و همكاران، 2010).
رضايي و همکاران (1383) شاخص هاي مهم در پيش بيني زمان برداشت سيب رددليشز را سفتي بافت، مواد جامد محلول، اسيديته و pH معرفي و بهترين زمان برداشت اين سيب در منطقه اروميه به منظور تازه خوري را 145 روز پس از تمام گل اعلام کرد (رضايي و همکاران، 1383).
در پژوهشي، ملک (1385) اثر محلول پاشي کلسيم در کنترل عارضه پوک شدن سيب و افزايش مدت انبارداري آن را بررسي کرد. محلول پاشي با غلظت هاي 5/. و 1 درصد کلرور کلسيم در 2، 4 و 6 نوبت با فاصله 2، 3 و 4 هفته انجام شد. پس از برداشت ميوه ها به مدت 160 روز در سردخانه نگهداري شدند. طي اين مدت هر 45 روز نمونه برداري انجام و خواص کيفي شامل سفتي بافت، درصد مواد جامد محلول در آب، pH، اسيديته و عناصر غذايي نظير کلسيم اندازه گيري شد. نتايج نشان داد که محلول پاشي کلرور کلسيم 1% در 4 نوبت بهترين امتياز را در ارزيابي حسي ميوه پس از 160 روز نگه داري بدست مي آورد. تاثير محلول پاشي بر افزايش ميزان کلسيم قابل توجه بوده و به طور کلي براي سيب قرمز لبنان، محلول پاشي کلرور کلسيم 5/. تا 1 درصد در 4 تا 5 نوبت با 3 تا 4 هفته فاصله پس از تمام گل توصيه مي شود (ملک، 1385).
تاج الدين (1377) طي مطالعه اي بسته بندي با استفاده از اتمسفر اصلاح شده (MAP) را در مورد سيب رقم گلاب مورد ارزيابي قرار داد. براي بسته بندي سيب از فيلم بسته بندي پلي وينيل کلرايد (PVC) سخت با ضخامت 25 ميکرومتر به عنوان سطح زيرين و از فيلم PVC نرم با ضخامت 10 ميکرومتر به عنوان سطح رويي استفاده شد. با انجام آزمونهاي ميکروبي( شامل شمارش کلي و جستجوي کلستريديوم)، آزمون هاي شيميايي ( شامل اندازه گيري بريکس، اسيديته، قند و pH) و اندازه گيري رطوبت مشخص شد که بسته بندي MAP سيب با مخلوط گازي 2% و 3% اکسيژن باعث حفظ خصوصيات کيفي و ظاهر مطلوبتر سيب شده است. به طور کلي روش بسته بندي با اتمسفر تغيير يافته روش مناسبي براي بسته بندي بيشتر ميوه ها و سبزي ها به شمار مي رود و مي توان با احداث واحدهاي نيمه صنعتي آن را به کار گرفت (تاج الدين، 1377).
زمردي و کريمي در مطالعه ديگري سيب هاي رقم گلدن دليشز، رددليشز و جاناتان در زمان رسيدگي اروميه و سيب هاي واريته گلدن دليشر و عباسي شهرستان مشهد را مطالعه نمودند. ميوه ها برداشت شده و پس از درجه بندي به مقدار 15 کيلوگرم در جعبه ها به ترتيب زير بسته بندي شدند: 1- جعبه هاي چوبي با پوشال هاي کاغذي 2- جعبه هاي پلاستيکي با پوشال کاغذي 3- جعبه هاي پلاستيکي با پوشال کاغذي آغشته به پرمنگنات پتاسيم 4- جعبه هاي پلاستيکي با شانه مخصوص ميوه و 5- جعبه هاي پلاستيکي با شانه مخصوص ميوه و با توري پرمنگنات پتاسيم. ميوه ها درون بسته بندي هاي مختلف از نظر شاخص هاي زير شامل سفتي بافت، مواد جامد محلول در آب، اسيديته، pH، کاهش وزن ميوه و درصد فساد در طول مدت نگه داري مورد ارزيابي قرار گرفته اند. نتايج نشان داد که سيب هاي بسته بندي شده در جعبه هاي پلاستيکي مجهز به شانه از نظر وضعيت ظاهري در حد بسيار خوبي هستند زيرا در اين بسته بندي اگر سيب ها دچار آلودگي يا فساد شوند به ساير ميوه ها منتقل نخواهد شد. در حالي که در سيب هاي بسته بندي شده بدون شانه ميوه، در صورت بروز يک مورد فساد، در سطح وسيعي به ساير ميوه ها منتقل مي شود. نگه داري سيب در سبدهاي پلاستيکي قابل شستشو در مقايسه با جعبه هاي چوبي باعث جلوگيري از افت وزني، درصد فساد، افزايش عمر انباري و حفظ سفتي بافت ميوه مي شود. نگه داري سيب در سبدهاي پلاستيکي مجهز به شانه هاي مخصوص ميوه در جلوگيري از گسترش آلودگي و پوسيدگي و حتي سرايت گاز اتيلن به يکديگر موثر بود. وي استفاده از جعبه هاي مجهز به شانه هاي مخصوص ميوه همراه با پرمنگنات پتاسيم براي نگه داري سيب هاي ارقام مختلف توصيه کرده است (زمردي و کريمي).
هر ساله درصد بالايي از ميوه سيب به صورت ضايعات از بين مي رود. در پژوهشي که در موسسه تحقيقات فني و مهندسي کشاورزي انجام گرديده است، امکان کاربرد روغن هاي گياهي و محلول هاي قارچ کش در کاهش ضايعات و افزايش کيفيت و عمر انباري ميوه سيب در مدت نگه داري در سردخانه مورد بررسي قرار گرفته است. بدين منظور سيب رقم گلدن دليشز پس از برداشت در محلول هاي قارچ کش ايمازاليل با سه غلظت 0، 500 و 1000 قسمت در ميليون و در دماي 25، 38 و 45 درجه سانتي گراد غوطه ور و پس از خشک شدن ميوه ها به سردخانه منتقل شدند. براي بررسي اثر روغن گياهي بر افزايش عمر انباري سيب رقم رددليشز و گلدن دليشز، دو رقم سيب پس از برداشت در محلول هاي روغن گياهي ( کانولا، ذرت و آفتابگردان) به غلظت هاي 25/.، 5/.،0، 1، 2 و 3 درصد غوطه ور شدند. از ماده توئين نيز به عنوان امولسيفاير استفاده شد. نتايج نشان داد که استفاده از محلول قارچ کش ايمازاليل به غلظت 500 ميلي گرم در ليتر در دماي 38 درجه سانتي گراد به مدت 2 دقيقه سبب حفظ خصوصيات کيفي و حسي ميوه پس از 6 ماه نگه داري در سردخانه شد. همچنين استفاده از روغن ذرت 2 درصد سبب حفظ خصوصيات کيفي و حسي سيب ارقام رد و گلدن دليشز پس از 6 ماه نگه داري در سردخانه مي شود.
شاه بيگ و بديعي (1380) در بررسي علل پوکي سيب رقم رد دليشز در انبارهاي سرد و راه هاي پيشگيري از آن نشان دادند که استفاده از تيمارهاي کلرور کلسيم ( غوطه وري در محلول 4%) و گرمادهي ( در دماي 38 درجه سانتي گراد به مدت 4 روز) و نگه داري در دماي صفر درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 90-85% مي تواند اثرات مثبتي بر خواص انباري سيب، کيفيت، سفتي بافت و کاهش وزن ميوه داشته باشد (شاه بيگ و بديعي، 1380).
گولوم سومو و همکاران (1995) در رابطه تاثير نگه داري واکس و پوشش ها بر روي سيب و تعداد ديگري از محصولات تحقيق نمودند. بر اساس اين تحقيق استفاده از پوشش ها تاثير مهمي در کاهش ضايعات و افزايش مدت زمان نگه داري سيب داشته است. روش هاي پوشش دهي چندان تفاوت معني داري نداشته، ليکن استفاده از پوشش توانست تا حد قابل توجهي از افت وزن، چروکيدگي و فساد ميکروبي جلوگيري و مدت زمان ماندگاري را افزايش دهد (گولوم سومو و همکاران، 1995).
کلئين (1987) طي آزمايشاتي نشان داده است که ميزان صدمه پذيري ميوه سيب با افزايش مدت زمان نگهداري آن افزايش يافته است و هر قدر مدت زمان نگهداري ميوه طولاني تر باشد، ميزان حساسيت آن به صدمه زيادتر مي شود. بنابراين بايد درهنگام حمل ونقل و فرآوري محصولات انبار شده دقت بيشتري به عمل آيد (کلئين، 1987).

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید