پروژه بزرگ طرح جامع آب خام فضاي سبز شهر تهران كه بر اساس آن آبياري كليه سطوح فضاي سبز با آب خام صورت خواهد گرفت از ديگر برنامه ‌هاي مهم سازمان مي‌باشد كه اجراي آنها نقش مهمي در ارتقاء كيفيت و كميت فضاي سبز شهر تهران خواهد داشت.هم اكنون واحد هاي مختلف سازمان پارك ‌ها و فضاي سبز شهر تهران با تلاش پيگير, گام ‌هاي بلندي را در مسير نگهداري و توسعه فضاي سبز شهر تهران, برمي دارند.
امروزه در شهرها به فضاي سبز، چمنها و باغچه مسير راهها توجه زيادي مي شود و براي نگهداري آنها هزينه زيادي پرداخت مي گردد. نوارهاي سبزي که بين پياده رو و خانه هاي مسکوني قرار دارد براي هر تازه واردي به محله هاي شهر، خوش آيند و دلپذير است. مردم دوست دارند مدتها در کنار اين نوارهاي سبز و زيبا قدم بزنند و آنها را از نزديک لمس کنند گاهي بي اختيار داخل چمنها مي شوند ، بدون آنکه قصد خراب کردن آنها را داشته باشند.
اين چمنها و نوارهاي سبز کنار خيابانها و مقابل خانه ها اگر با توجه بيشتري نگهداري شوند مدتها به حيات خود ادامه مي دهند و چشم اندازهاي نشاط انگيز و شوق براي شهرها فراهم مي کنند ولي اگر عرض پياده روها کافي نباشد غالباً راه نابودي در پيش مي گيرند. بعضي از افراد بي توجه، خصوصاً بچه ها ، فضاي سبز را لگد مي کنند.
عابراين پياده براي رسيدن به مقصد کوتاهترين راه را انتخاب مي کنند، چنانچه مسير پياده در داخل فضاي سبز، کوتاه در نظر گرفته نشود، آنها فضاي سبز را لگد کرده و مسيري دلخواه به وجود مي آورند.
فضاهاي سبز و پارکها همچون ريه هاي شهر عمل مي کنند. آنها گاز کربنيک را گرفته و اکسيژن پس مي دهند و از اين راه به پالايش هواي شهر کمک مي کنند. همچنين با تعريق مداوم، هوا را مرطوب کرده و در نتيجه بيماريهاي تنفسي را کاهش مي دهند.
شهرها براي حرکت و پويايي به راه و براي زنده ماندن به فضاي سبز نياز دارند. اين هر دو بايستي به نحوي در بافت شهر ترکيب شوند که مکمل يکديگر باشند نه مزاحم يکديگر . بدين طريق است که پارکها مشکلي براي عبور و مرور ايجاد نخواهند کرد و راهها نيز براي ادامه خود به حريم فضاي سبز تجاوز نخواهند کرد.
در هر حال براي اجراي هر طرح فضاي سبزي لازم است که تأثير ترافيکي آن نيز سنجيده شود و اگر قرار است در اجراي يک طرح هندسي تعدادي درخت قطع شود، ميزان سودي که چند درخت در تلطيف هواي شهر دارند، در قبال تأخيري که ممکن است در ترافيک محل ايجاد کنند محاسبه شود و اگر منظور از ايجاد فضاي سبز تنها مبارزه با آلودگي هواست ، بايستي به زيانهاي ناشي از ترافيک نيز توجه شود.

1-13-2 فضاي سبز شهري
آن بخش از فضاي سبز كه در محدوده شهر طراحي و بنا مي شود ، فضاي سبز شهري ناميده مي شود :
* بخشي از سيماي شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است .
* فضاي نسبتا”بزرگ ، متشكل از گياهان با ساختي جنگلي و برخورداري از بازدهي زيست محيطي واكولوژيك معين و در خور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر .
* بخشي از مناطق كه داراي گياهان يا هر گونه سبزينگي اعم از درختان ، درخچه ها ، گل ها و چمن ها است .
* بخشي از استخوان بندي يا مورفولوژي شهري ، به بيان ديگر فضاي سبز در كنار اسكلت فيزيكي شهر تعيين كننده اندام و به طور كلي سيماي شهر است . فضاي سبز بايد از يك سو براي شهر بازدهي اكولوژيك داشته و از طرفي نياز هاي زيست محيطي پيرامون خود را برآورده سازد .
* اراضي اماكن مسكوني ، تجاري و صنعتي ، محل هاي كسب و پيشه و خدماتي است كه داراي پوشش گياهي چند ساله ، دو ساله ، يك ساله اعم از درخت ، درختچه ، نهال و گياهان پوششي ( گل ، بوته و چمن ) است و به منظور استفاده هاي سودمندانه يا طبيعي و تلطيف هوا در محدوده و حريم شهري احداث شده يا به طور طبيعي به وجود آمده باشد.
تعريف فضاي سبز شهري از ديد كارشناسان برنامه ريزي شهري
* فضاي سبز از ديدگاه شهر سازي : عبارت است از بخشي از سيماي شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است. در صورتي كه به فضاهاي آزاد شهري كه متضاد فضاهاي انسان ساخت يا ساخت فيزيكي شهر هستند بپردازيم، در اين صورت فضاهاي بالقوه براي توسعه فضاي سبز شهري نيز مطرح مي‌شوند.
* فضاي سبز از ديدگاه زيست محيطي : عبارت است از فضاي نسبتا”بزرگ ، متشكل از گياهان با ساختي شبه جنگلي و برخوردار از بازدهي زيست محيطي اكولوژيك معين و درخور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر . آخرين دسته‌بندي ارايه شده براي فضاهاي باز شهري عبارت است از پارك‌هاي شهري، كمربندهاي سبز، باغات، گردشگاه‌ها، پارك‌هاي جنگلي و باغ‌هاي گياه‌شناسي، پارك‌هاي شهري خود به مقياس‌هاي زير دسته‌بندي مي‌شوند: مقياس همسايگي، محله‌اي، ناحيه‌اي، منطقه، حوزه، شهر و آن چه پارك خطي يا بولوارها محسوب مي‌شوند.
با توجه به تقسيم‌بندي فوق، استانداردهايي نيز براي مساحت پارك‌ها، فواصل پارك‌ها و دسترسي‌ها در ارتباط با جميعت نواحي، سرانه فضاي سبز شهري و اطلاعات توصيفي ديگر معين شده است.

2-13-2ضرورت ايجادفضاي سبز شهري:
از زماني كه بشر زندگي در غارها و جنگل‌ها را رها كرده و روستاها و پس از آن شهرها را بنا نهاد مدت مديدي مي‌گذرد. انسان‌ها براي احساس امنيت بيشتر شهرها را ساختند و با گسترش و پيشرفت شهرها از طبيعت دور و دورتر شدند. امروزه بعد از گذشت سالها انسان خسته از زندگي ماشيني هر روز بيش از پيش احساس مي‌كند كه به آن آرامش نخستين نيازمند است. آلودگي‌هاي زيست محيطي و صوتي رواني روياي بازگشت به دامان طبيعت را در ذهن مغشوش انسان امروز زنده ميكند، اما بشر به جاي پناه بردن به سكوت و آرامش و طراوت طبيعت در پي آن است كه طبيعت را به شهرش بياورد. او نمي‌تواند خانه‌اش را زير درختان جنگل بسازد پس درخت‌ها را به باغچه خانه‌اش به فضاي شهرش دعوت مي‌كند.
اين كه انسان از چه زماني تصميم به ايجاد فضاي سبز در شهرها گرفت به درستي مشخص نيست، نخستين نشانه‌ها به افسانه‌هاي كهن ادبيات جهان برمي‌گردد اشاره به باغ‌هاي معلق بابل و باغ شداد از اين جمله‌اند. فضاي سبز امروز جزئي جدايي ناپذير از بافت شهري محسوب مي‌شود. توجه به ايجاد، احيا، حفظ و توسعه فضاهاي سبز شهري از جمله دغدغه‌هاي اصلي مسئولان اداره امور شهرها است.
درخت و به طور كلي فضاي سبز به مثابه روحي است كه به كالبد شهر دميده شده و حيات شهر و شهروندان بدون آن به مخاطره مي‌افتد و هر نوع كمبودي در اين زمينه بر فضاي كلي شهر و بر زندگي تك تك افراد تاثير مستقيم دارد. امروزه با گسترش بي‌رويه شهرنشيني و به موازات روند صنعتي شدن شهرها و از بين رفتن باغات و مزارع و كشتزارها لزوم پرداختن به فضاي سبز به عنوان نوعي وظيفه بيش از پيش احساس مي‌شود. با توسعه شهرها فضاي سبز آنها نيز بايد گسترش يابد و يكي از وظايف خطير شهرداري‌ها اين است كه با توجه به دستاوردهاي علمي روز دنيا در زمينه طراحي ايجاد تفرج‌گاه‌ها، هم به عنوان محلي براي آرامش، تفريح و بازي كودكان و هم به صورت فيلتري براي تصفيه هواي شهر اقدام كنند.
مهمترين اثرات فضاهاي سبز در شهرها، كاركرد هاي زيست محيطي آنهاست كه شهر ها را به عنوان محيط زيست جامعه انساني معني دار كرده و با مقابله با اثرات سوء گسترش صنعت و كاربرد نادرست تكنولوژي (تعادل بخشي در متابوليسم شهر) از يك سو و بالا بردن سطح زيبايي از سوي ديگر، سبب افزايش كيفيت زيستي شهر ها مي شوند ( شکل 1-2). با توجه به اينکه گسترش از يك سو ارتباط ارگانيك با تكنولوژي و از سوي ديگر با آلودگي دارد (و گريزي از آن نيست), براي تداوم آن بايد كليه عوامل لازم به كار گرفته شوند. مو لفه هاي اثرات گسترش در شهر ها، به طرق گوناگون مي توانند نظام زيستي شهر ها را مختل كنند . فضاي سبز مناسب در شهر ها يكي از عوامل موثر در كاهش اين اثرات بوده به ويژه در رابطه با گرد و غبار، آلودگي هاي شيميايي، هوا، فضاي سبز شبه جنگلي ريه هاي تنفس شهر ها به شمار مي روند “بنابراين در طراحي فضاهاي سبز بايد اهميت بيشتري به در دسترس بودن آن براي همه مردم قائل شد, چرا که همه مردم ساکن در شهر به چشم اندازهاي زيبا, هواي پاک, نور خورشيد, پياده روهاي راحت و گردش روزانه خود نيازمندند و تنها در اين صورت است که فضاي زندگي سالمي در محلات شهري به وجود خواهد آمد”(شکويي, 1358: 90).
دربحث فضاي سبز بايد به كاركردهاي اقتصادي آن نيز توجه كرد. ايجاد فضاي سبز در واقع نوعي سرمايه‌گذاري است زيرا علاوه بر تلطيف اقليم و كاهش هزينه‌هاي گرمايش و سرمايش در ساختمان‌ها، جلوگيري از روان شدن سيلاب‌ها و كاهش سرعت باد و به تبع آن جلوگيري از فرسايش خاك و همچنين ايجاد سلامت رواني براي افراد جامعه، موجب توسعه شهرها نيز مي‌شود. همچنين مي‌توان با ايجاد باغ‌ها و فضاي سبز و فضاي گلخانه‌اي و با پرداختن به گل‌هاي تزئيني و صادراتي، زمينه اشتغال بسيار وسيعي را براي فارغ‌التحصيلان و علاقه‌مندان به اين رشته فراهم ساخت.
بنابراين بايد در توسعه شهرها و به خصوص كلان‌شهرها برنامه‌ريزي براي ايجاد فضاي سبز مد نظر قرار گيرد و براي جلوگيري از برخي مشكلات و همين طور كاهش هزينه‌ها مي‌بايست پيش از طراحي شهرها الگوهاي جامعي را براي مكان‌هاي مناسب فضاي سبز در نظر گرفت. در كشور گسترش سريع شهرها و افزايش جمعيت باعث فقر فضاي سبز شهري شده است كه با ايجاد فضاي سبز در مسير كوچه‌ها و خيابان‌ها و بيرون‌خانه‌ها، ضمن فعال شدن حس مشاركت مردم، جنبه‌هاي دلپذير فضاي سبز شهري نيز به درون خانه‌ها و ميان مردم مي‌آيد و همين امر آرامش را به زندگي شهري باز مي‌گرداند.
نكته ديگري كه در اين زمينه بايد به آن اشاره كرد نوع خاك و زمين و همچنين انتخاب گونه‌هايي از گياهان است كه با آب و هوا و خاك منطقه هماهنگي داشته باشند كه در صورت انتخاب فضاي سبز حتي در اثر رفت و آمد مردم براي تفرج و تفريح نيز به حيات خود ادامه مي‌دهد.
كمربند سبز اطراف شهر نيز به تلطيف هواي شهر كمك و از توسعه بي‌رويه شهرها جلوگيري مي‌كند؛ در واقع مشكل حاشيه نشيني را نيز حل مي‌كند.

3-13-2 کارکردهاي فراغتي فضاي سبز
“فضاهاي شهري را به لحاظ کارکردي مي توان به چهار حوزه تقسيم بندي کرد که طبعاً با يکديگر روابطي پويا دارند :
1- فضاهاي مسکوني 2- فضاهاي کاري 3- فضاهاي اوقات فراغت 4- فضاهاي حمل و نقلي
فضاها کاملاً قابل تبديل به يکديگر و يا قابل عمل به صورت همزمان هستند. به عنوان مثال يک فضاي اوقات فراغت براي کساني که در آن کار مي کنند، فضاي کاري است. در واقع آنچه مي تواند کارکرد يک فضا را مشخص کند، کارکرد تعريف شده به صورت هنجارمند براي آن است و يا کارکرد اصلي اي که براي آن به رسميت شناخته شده است، درحالي که هر فضا مي تواند علاوه بر کارکرد اصلي داراي کارکرد هاي فرعي و همچنين کارکرد با انحرافات نيز باشد” (فکوهي،245:1383).
جهت يافتن رقمي مناسب و استاندارد براي فضاي سبز ارقامي چند بدست آمده است كه اين ارقام كلي مي باشند و با توجه به متغير هاي هر محل فرق مي كند. استاندارد داراي مفهومي ايستا ست در حالي كه فضاي سبز به علت پويايي اش ، هر نوع ايستايي را نفي مي كند ، بنابر اين واژه استاندارد براي فضاي سبز منطقي به نظر نمي رسد و نمي توان براي سراسر يك كشور ، وسعت و حجم استاندارد شده اي را براي آن ارائه كرد زيرا كميت فضاي سبز، ايجاد آن و انتخاب نوع و… به شرايط اقليمي و خصوصيات بيوكليماتيك هر منطقه بستگي دارد. با اين حال در برنامه ريزي شهري براي تخصيص اراضي به كاربري هاي مختلف و در نظر گرفتن روابط آن ها ضروري است كه حدودي براي فضاي سبز به عنوان استاندارد مطرح شود.
استاندارد هايي كه در دهه 1900 در آمريكا و اروپا رواج يافت به صورت معيار هاي تجربي بوده كه چندين بار مورد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید