پاسخگويي بهتر به تغيير شرايط بازار ، تقاضاي محصولات و خدمات تکنولوژي، از ملاحظات کليدي اغلب شرکتها به شمار مي آيد.
گام برداشتن سريع و شتاب گرفتن مزاياي مهندسي مجدد : شرکتهايي که اقدام به مهندسي مجدد مي کنند ، غالباً در مي يابند که برونسپاري ، مزايا و اهدافي را که آنها در پي آن هستند ، حاصل خواهد کرد . ضمن اينکه ، برونسپاري ابزاري جهت تسهيل در اجراي مهندسي مجدد به شمار مي آيد .
افزايش بخشها و وظايف ( دگرگوني و تحول در سازمان ) : زماني که شرکت اقدام به تغيير حوزه کسب و کار خود مينمايد ، برونسپاري شرکت را قادر مي سازد تا با کمترين تاثيرات بر منابع داخلي ، بخشها و فعاليتهاي جديدي را به حوزه کسب و کار خود اضافه کند .
توسعه فروش و امکانات توليدي : در برخي مواقع تقاضا براي محصولات شرکت افزايش مي يابد اما توان توليدي موجود شرکت ، اجازه پاسخگويي به حجم بالاي تقاضا را نمي دهد . در نتيجه ، ممکن است شرکت ترجيح دهد تا براي حفظ بازار روبه رشد خود ، توانايي پاسخگويي بهتر به تقاضاهاي آينده را افزايش دهد .
کسب فرصتها و موقعيتهاي تجاري بيشتر : به واسطه دسترسي به شبکه تامين کنندگان .
بهبود عملکرد عملياتي : همچون کيفيت بالاتر افزايش بهره وري ، زمان پيشبرد کوتاهتر ، استفاده بهتر از تجهيزات ، افزايش خروجيها و سود بيشتر .
کسب مهارتهاي جديد : انتخاب تامين کنندگاني که داراي توانمنديهاي فني برجسته هستند ، اهرم و عاملي است که با افزايش مهارت و دانش در هر دو شرکت سبب افزايش مزيت رقابتي و برتريهاي فني آنها مي گردد .
شتاب بخشيدن به توسعه : از طريق بهره برداري و نفوذ در سيستمها ، فرآيندها و توانمندي توسعه يافته تامينکننده ( نگاه به برونسپاري به عنوان يک رويکرد يادگيري و الگوگيري ) .
دسترسي به خدمات جديد : دستيابي به خبرگي ، مهارتها و تکنولوژيهايي که دستيابي به آنها از طريق ديگر غير ممکن يا دشوار است .
بهبود خدمات مشتري
بهبود مديريت و کنترل
بهبود مديريت زمان : صرفه جويي در وقت براي انجام فرآيندهاي داخلي سازمان
بهبود مديريت ريسک : کاهش ريسک از طريق شريک شدن با يک واحد ديگر در محيط تجاري نامطمئن
کسب ايده هاي نوآورانه : برونسپاري اجازه مي دهد تا سازمان ، نوآوريها و ايده هاي سازمانهاي ديگر را در تبادل با آنها فرا گرفته و از آنها در ارزش افزايي محصولات جديد و رضايتمندي مشتري نهايي بهره گيرد .

شکل4- 2 : دلايل حرکت به سمت برونسپاري ( Vincke , 1992 )
2-8-2-دلايل مرتبط با امور مالي و هزينه ها : اين دلايل عبارتند از :
کاهش هزينه ها و قيمت تمام شده محصولات : به واسطه دستيابي به تامين کننده با عملکرد بهتر و ساختار هزينه هاي پايين تر .
ايجاد نقدينگي : ايجاد نقدينگي با واگذاري داراييها به تامين کننده يا کاهش سرمايه گذاري در داراييها و آزادسازي منابع براي اهداف ديگر
تغيير هزينه هاي ثابت به متغير : در مورد برخي فعاليتها و وظايف ، برونسپاري منجر به افزايش توانايي شرکت در مديريت بر هزينه ها مي شود ( Buczkowski , 2003 ) .
3-8-2- دلايل مرتبط با نيروي انساني : شامل مواردي از قبيل بهره مندي از خبرگي نيروي انساني متعلق به پيمانکاران ، متمرکز کردن توان و تعهد افراد بر فعاليتهاي محوري ، کوچک سازي سازمان و … مي شود .
برخي از اين موارد ممکن است همزمان مطرح باشند . بطور کلي اين موارد مي توانند سود برونسپاري را نشان دهند. موارد نامبرده نه تنها سود ناشي از برونسپاري را در کاهش هزينه نشان مي دهند بلکه در برخي موارد ممکن است اهميت آنها مهم تر از کاهش هزينه ها باشد .
در مورد علل برونسپاري بايد به چند نکته توجه داشت :
* اول آنکه هدف از برونسپاري ، آزاد شدن از انجام فعاليتهاي ناخوشايند نيست ، بلکه دستيابي به نتايج ( وضعيت ) بهينه است . مديراني که فعاليتهاي يک بخش از شرکت را برونسپاري مي کنند ، مناسب است تا تجربيات و خبرگي هاي فني مربوط به کار برونسپاري شده را براي نظارت و مديريت بر تامين کننده در خود حفظ کنند .
* هر سازمان بسته به شرايط خود، دلايل خود را برونسپاري دارد، اما مهم اين است که علت روي آوردن به اين رويکرد مشخص شده و منافع مورد انتظار، تعيين گرديده باشد.
* نکته آخر اين که اگر برونسپاري به درستي مورد استفاده قرار گيرد، ابزار بسيار قدرتمندي براي سازمان است. همچنين اگر برونسپاري بدرستي انجام نشده يا بيش ميزان مناسب صورت گيرد، مي تواند مضرات جبران ناپذيري براي سازمان بدنبال داشته باشد.

شکل5-2 : ارتباط بين ميزان برونسپاري و منافع حاصله ( Benn , 2003 )

9-2- برونسپاري چيست؟
حال که ضرورت و دلايل برونسپاري بيان شد، به تبيين مفهوم آن مي پردازيم. برونسپاري عبارت است از:
* واگذاري برخي فعاليتهاي تکراري و متناوب داخلي و نيز اختيارات تصميم گيري شرکت ، به پيمانکاران خارج از آن در قالب يک قرارداد يا تفاهم نامه . مفهوم اين عبارت ، اين است که نه تنها خود فعاليتها واگذار مي گردند ، بلکه غالباً عوامل توليدي و اختيارات تصميم گيري مرتبط با آن نيز واگذار مي گردند .
* يک تصميم تجاري آگاهانه و مبتني بر تفکر براي انتقال کار داخلي به يک تامين کننده خارجي .
بايد توجه داشت که برونسپاري مترادف با کوچک سازي نيست ؛ چرا که با شناسايي شايستگيهاي محوري ممکن است نياز باشد در اين سطوح ، تعداد کارکنان افزايش يابند .
برونسپاري ، در عمده ترين شکل خود اشاره به خريد محصول و خدمات دارد که قبلا در شرکت ساخته يا فراهم مي شود . اما اين تفکر در شرکتهاي گوناگون مشاهده مي شود که برونسپاري به خريد هر نوع خدمت صرفنظر از اينکه قبلاً توسط شرکت انجام مي شده يا خير اشاره دارد . تعريف ديگر برونسپاري چنين است :
* دادن حق الزحمه براي تدارک خدمات به سازماني ديگر، بجاي آنکه خود سازمان به ارائه آن بپردازند12.
بر اساس تعريف ديگر ، برونسپاري يا پيمان سپاري به خارج از سازمان ، عبارت از :
* تلاشي است در جهت غلبه بر مشکلات مالي سازمانها و افزايش بهره وري و کارايي آنها13.
تعريف زير در ارتباط سازمانها با يکديگر در مورد برونسپاري ارائه شده است :
* برونسپاري کاري است که سازماني براي سازمان ديگر انجام مي دهد و به تدريج نوعي زنجيره مشارکت را در انجام فعاليتهاي سازماني ايجاد مي کند14.
در تعاريف ديگري ، داريم :
* برونسپاري مستلزم انتقال قابل ملاحظه اي از اختيارات مديريتي است که به سازمان و موسسه ديگري واگذار مي شود و نبايد با خريد خدمات از يک موسسه تامين کننده بيروني تعريف شود .
* برونسپاري ، يک فرآيند ارتباطي است که در يک سوي آن ، سازمان برونسپار ( کارفرما يا خريدار) و در سوي ديگر آن تامين کننده ( پيمانکار يا فروشنده ) قرار دارد و حلقه واسط بين اين دو ، فعاليت مورد نظر براي واگذاري است .
لذا مي توان اجزاي اصلي تشکيل دهنده برونسپاري را سه جزء زير ناميد :
* خريدار(واگذارنده)15
* تامين کننده(تدارک کننده)16
* فعاليت مورد برونسپاري

10-2- دلايل بررسي برونسپاري
بهبود مزيتهاي تجاري ، مهمترين انگيزه و عامل براي اقدام به برونسپاري محسوب مي شود . تيس و چسبروگ17 به اين نکته اشاره دارند که آن دسته از شرکتهايي که شراکتهاي خود را با تامين کنندگان بيروني توسعه مي دهند ، قادرند توان و امکانات نيروي بازار را براي توليد ، بازاريابي ، توزيع و پشتيباني محصولاتشان به شکلي که شرکتهاي کاملاً يکپارچه قادر به الگو برداري از آنها نباشد ، مهار کرده و بکار گيرند . با تغييرات سريع تکنولوژيکي ، شرکتها براي حفظ مزيت رقابتي شان نياز به نوآوري ، انعطاف پذيري و استراتژي تجاري حساب شده و منطقي خواهند داشت ( Hood , 1997 ) .
شراکت استراتژيک با تامين کنندگان زبده(بويژه در کلاس جهاني)، مزيتهاي شرکت را بالا مي برد؛ زيرا علاوه بر اينکه به شرکت اجازه مي دهد تا نوآوريها و ايده هاي سازمانهاي ديگر را در تبادل با آنها فرا گيرد، انعطاف پذيري آن را براي مواجه شدن و پاسخگويي بهتر به تغيير شرايط بازار، تقاضاي محصولات و تکنولوژي بالا خواهد برد.

شکل6-2 : پيوستار برونسپاري ( Robinson , 2003 )
تجربه نشان داده که اقدام به تحليل گزينه هاي امکانپذير برونسپاري ، چهار فايده و نتيجه براي شرکت دارد:
* در ارزيابي فرصتها به مديران کمک نموده و گزينه هاي انتخابي بيشتري را در پيش روي آنها قرار مي دهد. به عبارت ديگر ، برونسپاري با طرح سئوالاتي از قبيل ( در داخل توليد کنيم يا برون سپاري کنيم ؟ کدام يک اثربخش تر بوده و هزينه کمتري دارد؟ ) گستره دسترسي شرکت به توانمنديها و خبرگيهاي فني را افزايش داده و توانايي آن را براي ايجاد راه حل هاي موثر بالا مي برد .
* در کار با تامين کنندگان و تعامل با آنها ، اطلاعات ذي قيمتي از منابع ارزشمند فني و انساني قابل دسترس حاصل مي شود ( شناسايي منابع و ابزار کليدي ) .
* آگاهي بيشتر در مورد صلاحيتها و وضعيت رقابتي تامين کننده در حوزه کسب و کار شرکت فراهم مي شود .
* براي توسعه و حفظ هر ارتباط تجاري کليدي ، مديران بايد در نظارت فعاليتهايي همچون سطوح خدمت ، رضايت مشتري ، هزينه ها و … ماهر شوند . به بيان ديگر ، در برونسپاري علاوه بر نياز به حفظ مهارتهاي موجود ( جهت نظارت اثربخش بر تامين کنندگان ) ، مهارتهاي جديدي در زمينه مديريت روابط و … کسب مي گردد .

11-2- سطوح برونسپاري
در يک تقسيم بندي ، برونسپاري را مي توان در حوزه “محصولات” و “خدمات” مورد بررسي قرار داد . در حوزه محصولات ؛ امور تدوين تکنولوژي ، ساخت قطعات ، اجزاء و زير مجموعه ها مي توانند براي توليد ، به يک تامين کننده واگذار گردند . برونسپاري مي تواند در اموري مانند خدمات پشتيباني و تدارکات ، خدمات و سرويسهاي اطلاعاتي ، برنامه ريزي و کنترل پروژه ، امور حقوق کارکنان ( ليست حقوق ) ، خدمات رفاهي ( تاسيسات و … ) ، امور نيروي کار موقت ، انبارداري و مديريت موجودي ، خدمات مسافرتي ، خدمات رضايت مشتري و … انجام شود . اما از منظري ديگر نيز مي توان برونسپاري را به سطوح زير تفکيک کرد :
* فردي ( نظير واگذاري وظايف يک حسابدار يا فرزکار )
* وظيفه اي( نظير واگذاري وظايف بخش جوشکاري يا حسابداري )
* فرآيند ( نظير واگذاري کل فرآيند توليد يک قطعه يا … )

در يک تقسيم بندي ديگر ، برونسپاري را مي توان به دو سطح عملياتي و استراتژيک تقسيم کرد . بطور کلي ، برونسپاري زماني استراتژيک محسوب مي گردد که با استراتژيهاي بلندمدت سازمان همسو بوده و بر آن اساس تنظيم گردد يا منافع برونسپاري ، چندين سال سازمان را متاثر کند و نتايج حاصل از برونسپاري ، چه مثبت و چه منفي براي سازمان مهم تلقي شود . به عبارت بهتر ، زماني بحث برونسپاري استراتژيک مطرح مي شود که تعامل تنگاتنگ و معنادار بين برونسپاري و نگرش و چشم انداز آينده آن، صلاحيتهاي بنيادي ، ساختار ، عملکرد ، و مزيتهاي رقابتي در حال و آينده به شکلي جدي مورد نظر باشد .

12-2- فرآيند اجرايي برونسپاري
اجراي هر تصميمي نياز به ساز و کار ، رويه و نظام دارد ، تا بتوان آن را به درستي پيش برد . از اين رو اجراي تصميمات برونسپاري در يک بنگاه اقتصادي ، نياز به فرآيند و سازوکار دارد . در اين جا در پاسخ به اين پرسش که چگونه مي توان برونسپاري نمود و تصميمات برونسپاري چگونه به مرحله اجرا در مي آيند ، يک فرآيند عمومي ساختار يافته و گام به گام ارائه و تشريح خواهد شد .
الگوي اجرايي برونسپاري پيشنهادي در اين پژوهش ، مشتمل بر پنج گام اصلي و يک گام با عنوان اقدامات اوليه و پيش نيازي است که هم در اجراي هر يک از گامها و هم در حين انتقال از هر گام به گام بعد ملاحظات ويژه اي مورد نياز خواهد بود ( ماكوئي ،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید