سازمان هايي بسيار پائين است. به اصطلاح کيفيت عمليات فناوري اطلاعات در چنين سازمان هايي خطا-صفر114 بايد باشد. امروزه بانک ها، نمونه اي از چنين سازمان هايي هستند. از طرفي ديگر سازمان هايي هم يافت مي شوند که در صورت بروز اشکال و وقفه در عمليات فناوري اطلاعات آنها، حتي براي مدتي طولاني تأثير جبران ناپذيري بر فرايند و عمليات کسب و کار آنان نخواهد گذاشت و کسب و کار به عمليات خود به طرق ديگري ادامه
مي دهد. عامل مهم دوم در مديريت فناوري اطلاعات، اقدامات و تحقيقاتي است که اهميت و تأثير استراتژيک بر سازمان ها خواهد گذاشت، اما در برخي از سازمان ها، پروژه هاي توسعه برنامه ها و سيستم هاي اطلاعاتي کاربردي هستند اما استراتژيک نيستند (مک فارلن و مک کني115، 1999).
مک فارلان و مک کني (1999) چهار دسته از سازمان ها را شناسايي کرده اند که فناوري اطلاعات تأثيرات متفاوتي بر روي آنها مي گذارد:
1-استراتژيک : سازمان هايي هستند که هم اکنون و در آينده به فناوري اطلاعات براي عملکرد خود نياز مبرم دارند، مانند بانک ها، در اين نوع از سازمان ها همبستگي بالايي بين موفقيت سازمان و به کارگيري فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي وجود دارد.
2- کارخانه116: سازمان هايي هستند که براي انجام عمليات روزمره خود به فناوري اطلاعات وابسته هستند، اما به کارگيري فناوري اطلاعات براي آنها مزيت رقابتي ايجاد نمي کند. اين سازمان ها خواهان سيستم هاي اطلاعاتي قابل اطمينان و به سرعت در دسترس هستند. نظير برخي از سازمان هاي توليدي يا
فروشگاههاي زنجيره اي.
3- چرخشي117: اين سازمان ها در حال حاضر به فناوري اطلاعات خيلي وابسته نيستند، ولي ممکن است که در آينده براي تقويت موقعيت رقابتي خود در بازار از آن بهره گيرند مانند برخي از شرکت هاي بيمه و
شرکت هاي مشاوره اي.
4- پشتيباني: در اينگونه از سازمان ها، فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي نه در وضع کنوني و نه در آينده نقش تحول آفرين و يا تسهيل کننده اي را ايفا نمي کند. در اين سازمان ها به فناوري اطلاعات تنها از منظر نوعي هزينه و بدون توجيه اقتصادي مستقيم نگريسته مي شود.
2-17-2 استراتژي هاي عمومي فناوري اطلاعات (پارسونز)
پارسونز (1983) شش استراتژي عمومي را پيشنهاد کرد که چارچوب مديريتي مناسبي را براي هدايت فعاليت هاي فناوري اطلاعات در سازمان ها ارائه مي کند. هر يک از شش استراتژي، رويکردي را پيشنهاد
مي کند که به کمک آن سازمان مي تواند برنامه ريزي اهداف و خط مشيها را انجام داده، پروژه ها را ارزيابي کرده و منابع لازم را تخصيص دهد و نيز استانداردهاي عملکرد را تعيين نمايد.
برنامه ريزي متمرکز118 : در اين نوع از استراتژي فناوري اطلاعات، شرکت ها سعي دارند تا استراتژي شرکت119 خود را با استراتژي سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه سازند و شرکت بر سيستم هاي يکپارچه تمرکز مي کند تا به بيشينه سودمندي ناشي از قدرت پردازش کامپيوتري دست يابد.
وجود يک واحد فناوري اطلاعات متمرکز که از رويکرد برنامهريزي بالا به پايين استفاده مي کند از ملزومات اين نوع استراتژي است.
پيشروي عصر120 : در اين استراتژي شرکت به طور پيوسته سخت افزار و نرمافزارهاي خود را ارتقا داده و با آخرين پيشرفت هاي موجود در بازار همگام ميشود. در چنين استراتژياي، به طور مستمر از فناوري هاي
به روز و مدرن استفاده مي شود و تلاش مي شود تا فناوري ها و سيستم هاي به کار گرفته شده مد روز و پيشرفته باشد، و آزمون فناوري هاي نوين، به اميد دستيابي به مزيت رقابتي پايدار و عملکرد برتر، تشويق
مي شود، اصطلاحاً شرکت بر روي لبه فناوري حرکت مي کند.
بازار آزاد121: اين استراتژي فرض مي کند که کاربر بهترين و شايسته ترين فرد در تشخيص نيازهاي فناوري اطلاعات خود است. در چنين شرايطي، به کاربر اجازه داده مي شود تا سخت افزارها، نرم افزارها و خدمات مورد نياز خود را يا از واحد فناوري اطلاعات و يا از طريق پيمانکاران بيروني فراههم نمايد. تنها محدوديتي که در چنين استراتژي اي اعمال مي شود، اين است که کاربران، خدمات سيستم هاي اطلاعاتي خود را بايد با هزينه معقولي برآورده نمايند.
انحصار122: اين استراتژي بر اين فرض استوار است که بايد تنها يک مرکز يا منبع ارائه خدمات کامپيوتري در سازمان موجود باشد. معيار اساسي براي موفقيت استراتژي انحصاري رضايتمندي کاربر است. به منظور تأمين اين مورد، بايد به اندازه کافي ظرفيت در واحد فناوري اطلاعات به منظور مديريت زمان هايي که حداکثر تقاضا وجود دارد، موجود باشد. يکي از مشکلات عمده اين استراتژي به هنگام پياده سازي، اندازه گيري رضايت کاربر است.
منبع کمياب123: در اين استراتژي تمرکز بر کنترل هزينه ها و سرمايه گذاري هاي واحد فناوري اطلاعات است. بودجهي بسيار محدودي براي واحد فناوري اطلاعات تنظيم مي شود و در بسياري مواقع به هيچ وجه به واحد اجازه داده نمي شود که از بودجهي تعيين شده فراتر رود. استراتژي منبع کمياب بر اين مفهوم استوار است که “اداره کردن” يک هزينه غير بهره ور است، بنابراين مديريت بايد هزينه ها را تا حد امکان حداقل نمايد.
از روي ناچاري124 : در اين استراتژي باور بر اين است که استفاده و به کارگيري رايانهها را بايد تا حد امکان محدود کرد و تنها به استفاده از برنامه هاي کاربردياي که نتوان بدون آنها کارها را انجام داد و به نحو بسيار خوبي از نظر هزينه توجيه شده و پذيرفته شده باشند، بسنده شود. به همين دليل براي سخت افزار، نرم افزار و کارکنان بسيار اندک هزينه مي شود، و به عنوان نتيجه اين استراتژي، شرکت ها با آمار خروج بسياري بالاي برنامه نويسان، تحليلگران و اپراتورها مواجه خواهند شد. اگر چه تلاش هاي ديگري نيز به منظور تدوين استراتژي هاي عمومي فناوري اطلاعات صورت گرفته است، ولي رويکرد پارسونز چارچوب کلي مفيدتري را ارائه مي دهد و نياز به هم محور (هم تراز) نمودن استراتژي هاي فناوري اطلاعات/ سيستم هاي اطلاعاتي با استراتژيهاي سازماني، به طور مرتب در ادبيات اين حوزه وجود دارد(اعرابي و ديگران، 1389: 49).
بسياري از صاحبنظران به استفاده از نگرش بخردانه و الگوهاي منطقي در طراحي استراتژي
فناوري اطلاعات اشاره کرده اند. اين فرايند را مي توان به صورت شکل 2-3 نشان داد:

شکل 2-3. نمونه الگوي عقلايي در طراحي استراتژي سيستم هاي اطلاعاتي

منبع: کتاب دستنامه برنامه ريزي استراتژيک، دکتر اعرابي، دفتر پژوهش هاي فرهنگي، 1385.

جدول 2-5 شرح کامل تري از نمونه يک مدل عقلايي ارائه مي کنند:
جدول 2-5. مدل عقلايي در استراتژي هاي سه سطح
استراتژي هاي سطح سازمان
هدايتي
رشد
ثبات
کاهش
پرتفوليو
ماتريس بوستون
ماتريس جنرال الکتريک
سرپرستي
نفوذ انفرادي
نفوذ اتصالي
نفوذ عملياتي
نفوذ توسعه
استراتژي هاي سطح کسب و کار
توسعه
نفوذ در بازار
توسعه بازار
توسعه محصول
رقابتي
تمايز
تمرکز
هزينه
مشارکتي
کنسرسيوم خدمات متقابل
سرمايه گذاري مشترک
اعطاي امتياز
مشارکت زنجيره ارزش
استراتژي هاي سطح وظيفه/ کارکرد
منابع انساني
انتخاب
توسعه
ارزيابي عملکرد
پرداخت
بازاريابي
محصول
قيمت
ترفيع
توزيع
مالي
تأمين مالي
سرمايه گذاري
تقسيم سود
فناوري اطلاعات
ارائه خدمات
مديريت زيرساخت فناوري
مديريت امنيت اطلاعات
مديريت تأمين سيستم ها
توليد و عمليات
تکنولوژي توليد
شيوه توليد
مکان توليد
منبع: کتاب دستنامه برنامه ريزي استراتژيک، دکتر اعرابي، دفتر پژوهش هاي فرهنگي، 1385.

جدول 2-6. مثال هايي از فعاليت هاي سيستم هاي اطلاعاتي
ارائه خدمات استراتژي و برنامه ريزي
* طراحي و تدوين استراتژي سيستم هاي اطلاعاتي
* طراحي و تدوين استراتژي فناوري اطلاعات
* برنامه ريزي فناوري اطلاعات و منابع
* ارزيابي و پيشنهاد فناوري هاي نوين
* مديريت “حساب”
* مشاوره و تحليل سازمان
* برنامه ريزي اقتضايي
* برنامه ريزي ظرفيت
* طراحي و توسعه خدمات جديد
ارائه خدمات طراحي و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي و برنامههاي کاربردي
* تحليل سيستم ها
* طراحي سيستم ها
* ارزيابي بسته هاي نرم افزاري
* پياده سازي سيستم
* برنامه نويسي و ساخت نرم افزار
* تهيه و خريد نرم افزار
* مديريت پروژه
* مديريت اطلاعات
ارائه خدمات فني و مربوط به برنامه ها و سيستم ها
* آموزش
* مديريت برنامه ها و کنترل تغييرات
* پشتيباني از کاربران و حل مسائل و مشکلات آنان
* مرکز مشاوره
* کنترل دسترسي ها و امنيت
* تأمين اطلاعات (از منابع بيروني)
ارائه خدمات فناوري و نگهداري
* نصب و راه اندازي کامپيوترها، سرورها و کابل کشي و شبکه
* برپا نگهداشتن شبکه
* نگهداري و تعميرات تجهيزات سخت افزاري
* ارتقاء نرم افزارها و کنترل نسخه و ويرايش ها
* مديريت تأمين کنندگان و قراردادها
منبع(اعرابي و ديگران،1389:157)

مزيت رقابتي ثمرهي تکنولوژي اطلاعات، سيستم هاي اطلاعاتي يا اطلاعات؟
تفاوت قايل شدن بين تکنولوژي اطلاعات، سيستم هاي اطلاعاتي و اطلاعات، حايز اهميت است و تفاوت بين اين سه را در قالب شکل 2.4 ملاحظه مي کنيد.
شکل 2.4 ماهيت تکنولوژي اطلاعات، سيستم هاي اطلاعاتي و اطلاعات

منبع(کلارک،1388: 154)
اطلاعات بين افراد و گروه ها در يک محيط اجتماعي خاص، رد و بدل مي شود. با توجه به موضوع اين کتاب، محيط اجتماعي، تمام يا بخشي از يک سازمان تجاري را تشکيل مي دهد. لذا اطلاعات داخل يک سازمان را مي توان به عنوان يک “فوق مجموعه” در نظر گرفت که در آن از سيستم هاي اطلاعاتي و تکنولوژي اطلاعات جهت پشتيباني استفاده مي شود. يک سيستم اطلاعاتي را مي توان به عنوان سيستمي در نظر گرفت که به نحو بهتري جابهجايي اطلاعات در داخل اين محيط را فراهم و ميسر مي سازد. حسن چنين ديدگاهي اين است که چنين سيستمي لزوماً يک سيستم تکنولوژيکي نيست و مي تواند شکل هاي بسياري داشته باشد. اثر اين نوع نگرش به يک سيستم اطلاعاتي را نبايد دست کم گرفت. اولاً، هدف آن پشتيباني و حمايت از نيازهاي اطلاعاتي سازمان است، و لذا به عنوان مسئله اي “نرم افزاري” يا انسان محور قلمداد و مورد توجه قرار
مي گيرد. ثانياً، زمينه مفهومي يا تئوريکي که از اين مطالعه و از اين ديدگاه حمايت ميکند، تکنولوژيک نيست، بلکه مبتني بر تئوري هاي سيستم هاي اجتماعي است. مفهوم کسب مزيت رقابتي از تکنولوژي اطلاعات مفهومي است جذاب، به طور کلي مشخص است که اگر سازمان شما بتواند به برخي تکنولوژي هاي جديد مناسب و پيشرفته تر از رقبايتان دست يابد، بايد به يک برتري رقابتي نايل گردد. اما از اولين مطالعات و بررسيهايي که دربارهي کسب مزيت رقابتي از تکنولوژي اطلاعات انجام شده است، ترديدهايي در اين باره وجود داشته است. مثلاً کلمنس125 (1986) از طبقه بندي کلي پورتر (پيشگامي در هزينه ها، تمايز و کانون) براي تمرکز روي اين مسائل پيروي مي کند. او معتقد است که يک سازمان با تمرکز روي کاربردهاي داخلي يا خارجي تکنولوژي اطلاعات و از طريق کاهش هزينه ها يا متمايز کردن محصولات خود، از حيث تحويل بهتر و سرعت در خدمات رساني به مشتري، مي تواند به مزيت رقابتي دست يابد(کلارک،1388: 154).

مزيت رقابتي حاصل از تکنولوژي اطلاعات: مشکلات استفاده و پايداري
تقريباً تمام مطالعاتي که تا امروز روي مزيت رقابتي انجام شده اند بر اين نکته تأکيد دارند که از تکنولوژي اطلاعات نمي توان به مزيت رقابتي دست يافت بلکه از بهره گيري درست و نحوه استفاده از آن مي توان به اين مهم دست يافت، اين مسئله اي است مهم، زيرا مزيت رقابتي را به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید