منظري استراتژيک نگريست. به طور مثال مي توان به اقتصاد، پزشکي و يا اداره يک کشور از منظري استراتژيک نگريست و همينطور به فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي. يکي از نتايج نگرش استراتژيک به مديريت سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات را مي توان در جدا نمودن آن به دو سطح استراتژيک و عملياتي دانست (البته اين جدايي انتزاعي است). از ويژگي هاي بارز سطح استراتژيک مديريت سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات، آينده نگري، آرمان گرايي و بلندنظري است و از ويژگي هاي سطح مديريت عملياتي سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات، کوتاه مدت بودن، حال بيني و حال نگري است(اعرابي و ديگران،1389: 31).
اتخاذ نگرشي تکنولوژيکي به سيستم هاي اطلاعاتي، پيچيدگي سيستم بررسي را کاهش مي دهد و تلاش مي کند آن را با توجه به قوانين و رويه هايي تعريف کند که به کمک آنها مي توان داده ها را به
ستاندههاي قابل پيش بيني تبديل نمود: يک سيستم اصطلاحاً جبري. نگرشي انساني، کاملاً متفاوت است. سيستم فعاليت انساني، “پيچيده” و “انطباق پذير” است و نمي توان آن را تماماً در قالب قوانين و
رويهها توصيف و تعريف کرد. با بهره گيري از روش علمي ميتوان به سيستم هاي جبري پرداخت. از پايهي بنيادي علم، تقليل گرايي، مي توان براي کاهش (خرد کردن) يک سيستم و تبديل آن به قطعات و اجزاي اصلي، وضع قوانيني براي اين اجزا و هم چنين وضع قوانيني استفاده کرد که اين قوانين هنگامي که سيستم به طور کلي در نظر گرفته و بررسي مي شود، صدق مي کند. البته با افزايش پيچيدگي، ممکن است اين چنين نگرش و روشي شکست بخورد(کلارک،1388: 225).

2-13-2برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات
برنامه ريزي استراتژيك، فرآيند پيوسته اي از تصميمات سيستماتيك و ريسك پذير و با حداكثر دانش و آگاهي از نتايج آينده است كه به طور سيستماتيك تلاشها و كوشش هايي را كه براي انجام اين تصميم ها مورد نياز است را سازماندهي مي كند و نتايج اين تصميم گيري ها را در مقابل انتظارات، از طريق بازخورد سيستماتيك و سازمان دهي شده اندازه گيري مي كند( استوارت،1998: 41). برنامه ريزي استراتژيك، فرآيندي است كه در آن مقاصد، اهداف و برنامه ها تنظيم و اجرا مي شوند. البته فرآيندهاي تنظيم و اجرا هر دو تدريجي و پيوسته اند. مقياس زماني براي برنامه هاي استراتژيك حدود سه سال است و بيشتر از پنج سال نخواهد بود، گرچه چشم انداز بلند مدت در سطح كلي تري در نظر گرفته مي شود اما بايد به اندازه كافي انعطاف پذير باشد تا بتواند به تغييرات پاسخ دهد ( كورال،1380 :7). برنامه ريزي استراتژيك بصورت برنامه ريزي جامع و در شكل ابتداي اش در دهه 1960 آغاز شد. هدف اوليه و اصلي از اجراي برنامه ريزي استراتژيك كنترل كل سازمان بود(جعرخاني،1388 :36).
اکثر سازمانها در مواجه با فناوري اطلاعات غافلگير شده و بنا به ضرورت و به صورت بخشي به استقرار سيستمهاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات پرداخته اند. اما به تدريج بخشهاي مختلف به جزيره هاي اطلاعاتي که مستقيماً به طراحي، تجهيز، بهره برداري و پشتيباني سيستمهاي اطلاعاتي خود اقدام مي نمايند تبديل شده اند که موجب تعامل نامناسب بين بخشهاي سازمان، افزايش دوباره کاري، عدم هماهنگي توسعه فناوري اطلاعات با اهداف کلان و استراتژي سازمان و … شده است، اين مضرات سازمانها را به فکر واداشته که اين جزاير سرگردان و پراکنده را تحت يک نظام واحد سازماندهي نمايند و براي فناوري اطلاعات در سازمان خود برنامه ريزي نمايند. نخستين تلاشها به منظور برنامه ريزي و کنترل سيستمهاي فناوري اطلاعات در
دهه هاي 50 و 60 صورت گرفت. در اين سالها بيشترين بخش منابع مصرفي در توسعه نرم افزارهاي کاربردي جديد و يا اصلاح نرم افزارهاي موجود به کارگرفته مي شد. بنابراين در ابتدا تمرکزاصلي برنامه ريزان حول اين دو محور بود. سازمانها روشهاي مختلفي را براي توسعه سيستمها و کنترل پروژه آنها برقرار نمودند که البته اين فعاليتها بيشتر در لايه برنامه ريزي عملياتي سازمان انجام مي پذيرفت. اما هر چه کاربري سازمانها از سيستمهاي اطلاعاتي پيچيده تر شد تأکيد و تمرکز برنامه ريزي از لايه عملياتي به سطح برنامه ريزي مديريتي و کنترل تخصيص منابع انتقال يافت. برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات102 براي هر سازمان، سندي است که معماري اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژيک مانند ماموريت، اهداف و اولويت هاي سازمان تعيين کرده و برنامه اجرايي لازم براي دستيابي به سيستم ها و پايگاههاي اطلاعاتي را در سطح سازمان تعيين مي کند. به عبارت ديگر، برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات منشور و برنامه کلان سازمان در زمينه سيستم هاي اطلاعاتي و به طور کلي، فناوري اطلاعات است(وارد و ديگران،2002 :9).
همراستايي استراتژيك به يكپارچگي و هماهنگي برنامه هاي كاربردي فناوري اطلاعات و اهداف سازمان اشاره دارد. در اين حوزه، نه تنها برنامه ها ي فناور ي اطلاعات بايستي اهداف، رسالت و
استراتژي هاي كسب و كار را انعكاس دهد، بلكه برنامه ها ي كسب و كار نيز بايد به عنوان مرجعي براي برنامه فناوري اطلاعات، برنامه هاي كاربردي و تكنولوژي هاي خاص آن باشد. باتوجه به رشد و توسعه همه جانبه فناوري اطلاعات و نفوذ آن در سطوح مختلف سازمان ها، لزوم بكارگيري برنامه هاي راهبردي در حوزه
فناوري اطلاعات بيش از پيش نمايان مي شود. اين طرح ها جهت برخوردي نظام مند با مقوله سرمايه گذاري و كسب نتايج بهتر در اين حوزه طراحي، تدوين و پياده سازي مي شوند(توربان،2005). از اينرو استفاده استراتژيك از فناوري اطلاعات به عاملي كليدي براي سازمان ها جهت كسب مزيت رقابتي و همچنينهمراستا نمودن استراتژ ي هاي فناوري اطلاعات با اهداف سازماني، تبديل شده است.. يكي از عوامل كليدي در اين حوزه برنامه ريزي راهبردي است . امروزه برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات به عنوان يكي از
اساسي ترين اجزاء يكپارچه سازي و همراستايي استراتژيك كسب و كار و فناوري اطلاعات مطرح مي باشد. اهميت همراستايي فناور ي اطلاعات و كسب و كار سازمان از دهه 1970 و توسط افرداي و سازمان هايي همچون مك لين و سودن ( 1977 )، شركت آي بي ام103( 1981 )، ميلز104 (1986 )، پاركر و بنسون ( 1988 )، برانچو و درب (1987 )، ديكسون و ليتل ( 1989 )، نيدرمن105 ( 1991 )، چان و هاف ( 1993 )، هندرسون و ونكاترامن106 ( 1996 )، لوفتمن و برير107 ( 1999 ) شناسايي و مورد تحليل قرار گرفت . درطي اين سال ها، موضوع همراستايي همواره يكي از مهمترين دغدغه هاي مديران ارشد كسب و كار و فناور ي اطلاعات سازمان محسوب مي گرديد. اگرچه اين موضوع هم اكنون نيز جزء دغدغه ها ي اصل ي بسيار ي از مديران سازمان ها مي باشد. بديهي است كه با توجه به پوياتر شدن استراتژي هاي تجار ي و همچنين رشد سريع فناوري هاي اطلاعاتي، اهميت اين مقوله درنظر سازمان ها فزوني خواهد يافت. در چنين شرايطي حفظ همراستايي استراتژيك كسب و كار و فناور ي اطلاعات سازمان نيازمند فرآيندها ي مد يريتي كارآمد و پيچيده خواهد بود . اهميت همراستايي استراتژيك همزمان با تلاش شركت هاي امروزي براي افزايش يِكپارچگي كسب و كار و فناوري اطلاعات، افزايش مي يابد. شايد اين امر بخاطر اين باشد كه همراستايي, هر دو سرفصل اثربخشي و كارائي را پوشش مي دهد(مانيان و ديگران،1387: 83-85).
در سال هاي اخير، گستره وسيعي از تحقيقات و تحليل ها بر رو ي تركيب فناوري اطلاعات و كسب و كار سازمان، نقش مشاركت بين فناوري اطلاعات و مديريت كسب و كار و درك استفاده رقابتي از فناوري اطلاعات كه منجر به دگرگوني استراتژي هاي كسب و كار مي شود، انجام شده است. نوآوري ها ي ناشي از فناوري اطلاعات نه تنها مو جب تغيير محدوده سازمان ها مي شود، بلكه زيرساخت آنها را دچار دگرگو ني
مي كند. اگرچه بسياري از تحقيقات ، به صورت مطالعات تجربي، تنها در يك حرفه و يا صنعت انجام شده و قابليت تعميم برا ي ساير حوزه ها را ندارند ليكن زمينه ساز شناساي ي بسيار ي از عوامل اثرگذار بر همراستايي استراتژيك شدند(مانيان و ديگران، 1387: 87). خلاصه اي از تحقيقات برجسته اين حوزه در قالب جدول( 2-4) ارائه شده است.

جدول 2-4 مدل هاي مطرح شده در زمينه همراستايي استراتژيک فناوري اطلاعات

منبع ( وحدت و ديگران، 1387: 56)
برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات بايستي با برنامه ريزي جامع سازمان همراستا گردد. درواقع واحد فناور ي اطلاعات و ساير واحدها ي سازما ني بايست ي در جهت اهداف مشتركي براي سازمان تلاش كنند . باتوجه به اينكه در كشو ر ما به كارگيري فناور ي اطلاعات بحث نسبتاً جديدي مي باشد و چالش هاي بسيار ي را پيشرو ي خود مي بيند، يكي از مهمترين مسائلي كه در اين زمينه مطرح مي باشد، برنامه ريزي استراتژيك برا ي فناوري اطلاعات بصورت كارا و اثربخش مي باشد. چهار دليل عمده براي گرايش سازمانها به برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات وجود دارد که عبارتند از:
• گسترش و بهبود فناوري
• کمبود نيروي انساني متخصص
• محدوديت منابع سازمان
• پيدايش سيستم يکپارچه
برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات با اهداف زير تهيه مي شود:
– کسب شناخت از محيط سازمان و استراتژيهاي آن
– تعيين استراتژيها و سياست هاي کلان فناوري اطلاعات براي پشتيباني از مأموريت و اهداف سازمان
– تدوين معماري اطلاعاتي شامل فهرست، مشخصات و ارتباط سيستم هاي اطلاعاتي
– تعيين نيازهاي اجرايي عمده براي توسعه و اجراي سيستم هاي اطلاعات در سازمان
– تعيين مشخصات زيرساخت هاي سختافزاري و ارتباطي فناوري اطلاعات
– تعيين مشخصات نيروي انساني مورد نياز سازمان براي پياده سازي و اجراي سيستمهاي اطلاعات
کليه گروههاي يک سازمان مي توانند در برنامه ريزي فناوري اطلاعات آن سازمان سهيم باشند، ليکن حد مشارکت هر يک و راهبري آن در سازمانهاي مختلف با توجه به مدل انتخاب شده براي برنامه ريزي متفاوت است. مديران بخشهاي اطلاعاتي سازمان و مديران عالي اغلب به عنوان سکان دار، اعضاي ثابت کميته
برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات مي باشند. تحليل گران سيستم، مديران بخشهاي غير اطلاعاتي، کاربران، برنامه ريزان سيستمهاي کامپيوتري، پرسنل عملياتي، مشاوران و عرضه کنندگان خدمات سخت افزاري خارجي به تناسب سطح، حيطه فعاليت و تخصص خود بايد در برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات در سازمان مشارکت نمايند(وارد و ديگران،2002: 9-8).
برنامه ريزي استراتژيک سيستمهاي اطلاعاتي به عنوان يک چالش داراي مسايل و مشکلاتي مي باشد. عليرغم وجود چارچوب هاي مختلف برنامه مذکور بعنوان يک فعاليت پيچيده محسوب شده و مسايلي باعث مي شود که مانع از موفقيت اين برنامه شود يا اينکه برنامه ريزان را با مشکل روبرو کند. تحقيقات بسياري در اين زمينه انجام گرفت که در قالب پيمايش هاي ميداني، مطالعات موردي و مطالعات بنيادي ارايه شده است. در راستاي درک و تشخيص صحيح اين مسايل واجراي موفقيت آميز برنامه ريزي استراتژيک سيستم هاي اطلاعاتي اين مقاله به طبقه بندي و سازماندهي اين مشکلات پرداخته و سپس در قالب يک مدل مفهومي به ارايه راهکارهايي براي اجراي موفقيت آميز آن پرداخته است. اين راهکارها به سازمانها کمک مي کند تا با درک و شناخت جوانب گوناگون فرآيند برنامه ريزي استراتژيک سيستم هاي اطلاعاتي خود را از قبل براي برخورد با مسايل ومشکلات اين نوع فعاليت آماده کرده باشند(وحدت و ديگران،1389: 52).
امروزه برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات يكي از عوامل اساسي يكپارچگي كسب‌و‌كار و فناوري اطلاعات و حصول مزيت رقابتي مي‌باشد. با وجود اهميت اين موضوع،‏ باز هم شاهد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید