گزارش شكست‌هاي متعدد شركت‌ها در اين حوزه هستيم. يكي از دلايل نرخ بالاي شكست برنامه‌ريزي استراتژيك در سازمان‌ها،‏ توجه بيش از حد به يك عامل و عدم توجه كامل به ساير عوامل سازماني مي‌باشد(مانيان و ديگران،1387: 83).
مدل‌ مراحل‌ رشد وظيفه‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در يك‌ سازمان‌ مي‌تواند به‌عنوان‌ چارچوبي‌ براي‌ ارزيابي‌ ويژگي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ در سازمان‌ به‌كار رود(نولان108،1979). تاكيد اصلي‌ نولان بر اين‌ است‌ كه‌ بخش‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ در يك‌ شركت‌ از ميان‌ شش‌ مرحله‌ توسعه‌ عبور مي‌كند. همان‌طور كه‌ سازمان‌ از بين‌ شش‌ مرحله‌ رشد مي‌كند، توانايي‌ سيستم‌هاي‌ آنها، روشهايي‌ براي‌ كنترل‌ آنها و درك‌ آنها جامع‌تر و پيشرفته‌تر مي‌شوند. پيشرفت‌ تا مرحله‌ بلوغ‌ به‌ شركت‌ امكان‌ مي‌دهد كه‌ براي‌ حفظ‌ وظيفه‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ كمتر تلاش‌ كند و كوشش‌ خود را بيشتر بر استفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ براي‌ تامين‌ مزيتهاي‌ عملياتي‌ و استراتژيك‌ متمركز سازد(وارد109 و ديگران،2002: 10).

شكل‌ 2 -1 مراحل‌ رشد نولان‌

منبع(وارد و ديگران،2002: 10)
2-14دستاوردهاي برنامه ريزي استراتژيك فن آوري اطلاعات
مهم ترين دستاوردهاي حاصل از برنامه ريزي استراتژيك فن آوري اطلاعات به شرح ذيل خواهد بود:
1. صرفه جويي در سرمايه گذاري در زمينه فن آوري اطلاعات و هدفمند نمودن آن
2. فراهم سازي بستر مناسب براي پياده سازي سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه
3. متحول شدن و نوسازي زير ساخت هاي موجود فن آوري اطلاعات سازمان در راستاي هماهنگي با آخرين فن آوري هاي روز.
4. مسائلي که بايد دربرنامه ريزي استراتژيك سيستم هاي اطلاعاتي، مشخص شده ومورد بررسي قرارگيرند
5. تشخيص فواصل و شکاف‌هاي وضعيت موجود با معماري مطلوب
6. شناسايي و بررسي موانع
7. طراحي گزينه‌ها و جايگزينهاي ممكن
8. تحليل مقايسه‌اي جايگزين‌ها و انتخاب گزينه برتر
9. تعيين برنامه‌ها و راهبردهاي پياده سازي فناوري اطلاعات و ارتباطات
10. تشخيص منابع مورد نياز براي دستيابي به وضعيت مطلوب
11. شريح و تعيين پروژه‌هاي اولويت دار و تهيه اطلاعات لازم (جعفرخاني.1388 :37).
2-14 ضرورت تدوين برنامه استراتژيک فناوري اطلاعات
ورود به عرصه فناوري اطلاعات بدون توجه به برنامه ريزي استراتژيک، مسائل عميق تري را در سازمانها پديد مي آورد که مهمترين انها عبارتند از:
• سرمايه گذاريهاي فناوري اطلاعات از اهداف کاري پشتيباني نمي کنند.
• سيستمهايي که يکپارچه طراحي نشده اند باعث دوباره کاري، تأخير، اتلاف منابع و در نتيجه کاهش
بهره وري مي گردد.
• فقدان ابزاري براي تعيين اولويتها در رابطه با مصرف منابع
• فقدان روشي براي تصميم گيري در خصوص سطوح مطلوب منابع يا چگونگي و زمان به کارگيري منابع خارجي
• ضعف اطلاعات مديريتي
• تضاد بين متخصصين فناوري اطلاعات و ساير کارکنان
• عدم سازگاري استراتژيهاي فناوري اطلاعات با اولويت هاي کاري
• کاهش بهره وري در مديريت موثر منابع اطلاعاتي
• تضعيف موضع رقابتي سازمان
• نا تواني سازمان در مواجهه با تغييرات
• کاهش کيفيت محصولات و خدمات
• کاهش سهم بازار(وارد و ديگران، 2002: 11).

2-15 مزاياي تدوين برنامه استراتژيک فناوري اطلاعات
برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات، يک رويکرد نياز مدار110 است و از توليد ، انباشت و توزيع اطلاعات بي مصرف يا کم مصرف، تا حد زيادي جلوگيري مي کند. يکي از وجوه برنامه استراتژيک فناوري اطلاعات شناخت و بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته در زمينه اطلاعات است. سازماني که به تحولات سريع فناوري اطلاعات و بهره گيري از دستاوردهاي آن بي اعتنا باشد، بسرعت از گردونه در عرصه توليد و مصرف اطلاعات عقب مي افتد. از سوي ديگر، رويکرد شتابزده و بدون برنامه به همه دستاوردهاي تکنولوژيک جديد، به هرج و مرج و ناهماهنگي منابع اطلاعاتي سازمان مي انجامد. يکي از کارکردهاي برنامه راهبرد اطلاعاتي سازمان، يافتن راه حل مناسب براي گسترش خدمات انفورماتيک سازمان است که حد تعادلي ميان پايداري ابزارها و بهره گيري از نوآوريها برقرار کند . يکي از بزرگترين مشکلات سازمانها گسترده در زمينه اطلاعات ، ناهماهنگي منابع اطلاعاتي موجود و دشواري ارتباط و انتقال اطلاعات در بين منابع است . برنامه استراتژيک اطلاعات با تعيين محيط و استانداردهاي مشترک در سازمان ، بستري براي انتقال و ارتباط اطلاعات فراهم
مي آورد . تخصيص معقول، منطقي و بهينه منابع به سيستمهاي اطلاعاتي در بين واحدهاي رقيب در سازمان همواره مشکل بوده است. اين موضوع وقتي اهميت بيشتري مي يابد که مجموعه داشته هاي نرم افزارهاي کاربردي سازمان با پورتفوليو سازمان هماهنگ نبوده، يا نيازمنديها و خواسته هاي عملکردي و سازماني واحد مذکور يکپارچگي کارامد و کاملي با چارچوب اولويت بندي شده برنامه سازمان برقرار ساخته باشد. يکي از پيامدهاي اين ويژگيها تخصيص منابع به واحد سيستم اطلاعاتي با توجه روابط و قدرت چانه زني درون سازماني متوليان سيستم اطلاعاتي بوده است. هزينه و زمان دستيابي به يک سيستم اطلاعاتي جامع در سازمان، آن قدر قابل ملاحظه است که برنامهريزي استراتژيک فناوري اطلاعات را لازم ميکند. مجموعه ويژگيها و امتيازات ياد شده ، ضرورت و اهميت انجام برنام هريزي استراتژيک فناوري اطلاعات را، به عنوان پايه همه پروژه هاي آينده در زمينه فناوري اطلاعات کاملاً آشکار مي سازد(جعفر خاني،1388: 39).
2-16فرايند برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات
برنامه استراتژيک سازمانها از نظر فرايند طراحي و اجرا تقريباً مشابه ليکن از نظر محتوا، کاملاً
منحصر به فرد مي باشد. در برنامه استراتژيک، سازمان پس از بررسي دقيق چشم انداز صنعتي که در ان فعاليت
مي نمايد و بر اساس تحليل هاي منطقي بيروني و دروني، نقاط قوت و ضعف داخلي و فرصتها و تهديدهاي خارجي را شناسائي مي نمايد. مديران عالي سازمان که تصميم گيرندگان نهايي هستند با استفاده از نتايج حاصله اهداف غايي سازمان را تنظيم مي نمايند. تدوين برنامه استراتژيک فناوري اطلاعات براي يک سازمان شامل مراحل زير است:
1. شناسايي سازمان از نقطهنظر مأموريت ها، اهداف و ساختار تشکيلاتي، در اين مرحله ممکن است لازم شود که بخش يا حتي تمام فعاليتهايي که در بخش برنامهريزي استراتژيک برشمرده شد، اجرا شود. بدين ترتيب الزامات راهبردي سازمان، شامل چش ماندار، سياستها و اولويت هاي آينده، تا حدي که به توسعه سيستم هاي اطلاعاتي مربوط مي شود، از طريق جمع آوري و بررسي مدارک و همچنين مصاحبه با مديريت سازمان شناسايي مي شود. در اين خصوص ممکن است نبود برنامه و يا نا نوشته بودن اهداف و برنامه هاي سازماني مشکلاتي پديد آورند. لبته تدوين استراتژيها و اهداف سازماني مي تواند قبل و يا همزمان با تهيه استراتژيها و اهداف فناوري اطلاعات مشخص گردد. شکل ( 2-2) پيوند ميان اسنرانژي هاي سازمان با استراتژي هاي سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات را نمايش مي دهد.
2. تعيين راهبردها و سياست هاي کلان فناوري اطلاعات در پيوند با رسالت، اهداف و چشم انداز سازمان،
3. تدوين معماري اطلاعاتي شامل فهرست ، مشخصات و ارتباط سيستم هاي اطلاعاتي،
4. تعيين اولويت و برنامه اجرايي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي، با توجه به اولويت هاي سازمان (با توجه به ملاکهايي نظير: اولويت از ديدگاه مديران، مصوبات نهادهاي قانونگذار، تاثيرگذاري قابل توجه به بهبود وضعيت مالي شرکت، وضعيت بد خدمات به مشتريان در شرايط جاري، تحليل هزينه – فايده و …)
5. تعيين نيازهاي اجرايي عمده براي توسعه و اجراي سيستم ها،
6. تعيين مشخصات زير ساخت هاي فني ، ارتباطي و انساني فناوري اطلاعات،
7. تعيين مشخصات نيروي انساني مرتبط با فناوري اطلاعات،
شناخت محيط داخلي و خارجي يکي از عوامل حياتي در زمينه تعيين استراتژي است، ولي اين عوامل بايد در راستاي تعيين نياز سازمان براي سيستمهاي اطلاعاتي مورد توجه قرار گيرند. اين عوامل مي تواند شامل موارد زير باشد:
– وضعيت حال حاضر محيط کسب و کار و فناوري اطلاعات
– پيش بيني آينده محيط کسب و کار و فناوري اطلاعات
– استراتژيهاي کسب و کار
– وضعيت حال حاضر سيستمهاي اطلاعاتي در سازمان
– دور نماي کسب و کار در آينده
– ميزان سرمايه گذاري براي سيستمهاي اطلاعاتي
– پتانسيل هاي موجود در سازمان براي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي
شکل ( 2-2) پيوند ميان استرانژي هاي سازمان با استراتژي هاي سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات

منبع(وارد و ديگران،2002: 11).
2-17گونه شناسي استراتژي سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات
يکي از چارچوب هايي که براي کمک به مديران در خلال تصميم گيري در خصوص همسو نمودن
فعاليت هاي فناوري اطلاعات با استراتژي کسب و کار استفاده مي شود، توسط مک فارلن و مک کني (1999) با عنوان “شبکه استراتژيک”111 مدون شده است.
2-17-1شبکه استراتژيک
مک فارلن و مک کني با بررسي تأثير فناوري اطلاعات بر روي شرکت ها، دريافتند که
فناوري اطلاعات تأثيرات متفاوتي بر روي شرکت ها و صنايع مي گذارد. از زماني که شبکه استراتژيک توسط مک فارلن و مک کني در سال 1999 معرفي شد، به طور مرتب توسعه يافت و مورد استقبال بسياري از پژوهشگران، استراتژيستها، مشاوران و مديران قرار گرفت. يکي از علل اقبال عمومي به اين چارچوب را
مي توان در سادگي و قدرتمندي آن دانست. علت ديگر تحليل هاي بيشماري است که بر روي اين شبکه به طور مرتب انجام مي شود و همچنان در حال توسعه و گسترش است. مک فارلن و مک کني در ابتدا تنها قصدشان بيان تفاوت شرکتها و صنايع در برخورد و سرمايه گذاري بر فناوري اطلاعات و يا به قول خودشان ارائه “رويکردي اقتضايي در مديريت فناوري اطلاعات”112 بود، اما کاربردهاي متنوع ديگري براي اين چارچوب پيدا شده و همچنان مي شود. هم اکنون اين چارچوب به عنوان ابزاري استاندارد در تحليل استراتژيک
سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات در سازمان ها محسوب مي شود، و دامنه کاربرد آن بسيار گسترش يافته است.نکته لازم به ذکر اين است که متأسفانه در ايران توجه چنداني به اين چارچوب نشده است و دانشجويان و مديران آشنايي چنداني با آن ندارند. شايد يک دليل آن سلطه رويکرد فناورانه و غيراستراتژيک بر ادبيات و عمليات فناوري اطلاعات در کشورمان باشد.شبکه استراتژيک مک فارلن نشان مي دهد که سازمان ها از فناوري اطلاعات به روش ها متفاوتي بهره مي برند. برخي از آنها کمترين سرمايه گذاري را بر روي آن انجام مي دهند و تنها به استفاده از سيستم هاي پردازش مبادلات113 پايه اي بسنده مي کنند، و برخي ديگر از سازمان ها از آن به عنوان سيستم هاي اطلاعاتي مهمي که فرايندهاي کسب و کارشان را موثرتر و کارآمدتر مي سازد،
مينگرند. برخي ديگر هم از سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات به عنوان ابزار و سلاحي استراتژيک، به منظور خلق و حفظ مزيت رقابتي پايدار، استفاده مي برند.در اين چارچوب دو عامل بسيار مهم براي مديريت فناوري اطلاعات در يک سازمان تلقي مي شود. عامل نخست تأثير فناوري اطلاعات بر عمليات روزمره کسب و کار سازمان است. برخي از سازمان ها که فرايندهاي کسب و کار آنها با زير ساخت هاي فناوري و
سيستم هاي اطلاعاتي گره خورده است اين مورد قابل درک است. به طور نمونه برخي از شرکت ها اگر تنها براي چند ثانيه سيستم هاي اطلاعاتي و يا زير ساخت هاي فناوري آنها دچار وقفه شود، در ارائه خدمات و توليد محصول تأثير جبران ناپذيري بر سازمان خواهد گذاشت. در چنين سازمان هايي قابليت اطمينان زير ساخت هاي فناوري و سيستم هاي اطلاعاتي بايد نزديک به 100% باشد و تحمل خطا در چنين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید