بررسی رابطه بین هوش هیجانی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک قرض الحسنه مهر ایران- قسمت ۱۰

بررسی رابطه بین هوش هیجانی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک قرض الحسنه مهر ایران- قسمت ۱۰
    • ازجریانهای سیاسی واجتماعی موقعیتها، برای تعبیر درست ارتباطات کلیدی قدرت، آگاه می‌باشند.
    •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

    • شبکه‌های مهم اجتماعی را شناسایی می‌کنند.

 

    • نیروهایی که دیدگاه ها و فعالیتهای مشتریان و رقبا را تشکیل می‌دهد را شناسایی می‌کنند.

 

  • موقعیتها و حقایق سازمانی و بیرونی را درک می‌کنند.

 

د) مدیریت روابط
– کمک به رشد دیگران[۶۸]: به معنی احساس نیاز دیگران به بهبود(حس نیازهای تکاملی افراد) و تقویت توانایی‌های آنهاست.

 

 

  • نقاط قوت و فضیلتهای دیگران را تشخیص داده و در رشد و توسعه آنها، کمک می‌کنند.

 

· به دیگران بازخور مفید می‌دهند و نیازهای آنان را برای رشد و توسعه شناسایی می‌کنند.
· وظایفی را به افراد پیشنهاد می‌نمایند که چالشی بوده و منجر به رشد مهارتهای آنان می‌گردد.
– نفوذ[۶۹]: روش مؤثر برای تشویق و متقاعدسازی دیگران. قبضه کردن و اداره مؤثر عواطف دیگران

 

 

    • در متقاعد کردن افراد مهارت دارند.

 

  • درخواستهای خود را از طرف مقابل، با بیان خوش، عنوان می‌کنند.

 

– ارتباطات[۷۰]به معنای بی‌پرده گوش دادن، اشاعه اطلاعات و پذیرش دیدگاه های دیگران می‌باشد. ارتباط جایگاه مهمی در هوش عاطفی دارد.

 

 

    • با دقت به دیگران گوش داده، به دنبال درک و فهم متقابل بوده و از تسهیم اطلاعات با دیگران استقبال می‌کنند.

 

    • به طور مؤثر از ارسال و دریافت علائم عاطفی، برای روشن ساختن پیامشان بهره می‌گیرند.

 

  • ارتباطات باز(رو در رو) را تشویق وترویج نموده و اخبار ناگوار را همانند اخبار خوب پذیرا هستند.

 

– مدیریت تعارض[۷۱]: مذاکره و برطرف‌سازی اختلافات.
مدیریت تعارض به با درایت کار کردن با افراد سرسخت و موقعیتهای تنش‌زا، و تشویق مباحث و مذاکرات باز کمک می‌کند.

 

 

    • با دیپلماسی و تدبیر، افراد دارای مشکل (ناسازگار) و موقعیتهای تنش زا را، مدیریت می‌کنند.

 

    • تعارضات و تضادهای بالقوه را شناسایی و به حل آنها کمک می‌کنند.

 

    • بحث ومذاکره آزاد را تشویق می‌کنند.

 

  • راه حلهای برد- برد را سازماندهی می‌کنند.

 

– رهبری[۷۲]: هدایت اشخاص و گروه ها. برانگیختن دیگران برای کار کردن با یکدیگر در جهت اهداف مشترک.

 

 

    • دارای قدرت بیان و برانگیختن اشتیاق دیگران، در جهت یک چشم انداز و انجام ماموریت مشترک می‌باشند.

 

    • درصورت نیاز افراد به راهنمایی و هدایت، بدون در نظر‌گیری موقعیت زمانی پیشگام می‌باشند.

 

    • از طریق الگو و نمونه افراد را هدایت و رهبری می‌کنند.

 

  • ضمن پاسخگو نگه داشتن افراد آنها را در جهت عملکرد بهتر راهنمایی می‌کنند.

 

– تأثیر پذیری از تغییرات[۷۳]: اعمال مدیریت تغییر، توانایی تشخیص نیاز به تغییر، رفع موانع، کمک گرفتن از دیگران برای پی‌گیری ابتکارات جدید.

 

 

    • ابتکار و مدیریت تغییر این‌گونه افراد، نیاز برای تغییر، به چالش کشیدن وضع موجود و دفاع کردن از تغییر را تشخیص می‌دهد.

 

    • الگوی تغییر مورد نیاز دیگران، هستند.

 

  • نیاز به تغییر و حذف موانع را تشخیص می‌دهند.

 

– تعهد سازی[۷۴]پرورش روابط مؤثر.

 

 

    • با تعاون و همکاری به ایجاد شبکه‌های ارتباطی و تیم‌سازی می‌پردازند.

 

    • شبکه‌های ارتباطی را ایجاد می‌کنند که بر مبنای راستی و خوش‌نیتی است.

 

  • روابطی را به وجود می‌آورند که دارای منافع دوطرفه می‌باشد.

 

– همکاری و مشارکت[۷۵]: به معنی توانایی کار کردن مؤثر با دیگران در گروه ها‌، برای رسیدن به اهداف مشترک می‌باشد.

 

 

    • در تأکید به وظیفه و توجه به روابط توازن دارند.

 

    • دارای حس همکاری، سهیم شدن در اطلاعات و منافع مشترک هستند.

 

    • جو همکاری دوستانه را توسعه می‌دهند.

 

  • فرصتها را برای همکاری کشف کرده و آنها را پرورش می‌دهند(پاترا[۷۶]،۲۰۰۴ : ۱۶ ؛ هاستی[۷۷] ،۲۰۰۴ : ۱۰؛گولمن ،۲۰۰۳ : ۲).

 

۲-۱-۷-۳- مفاهیم اساسی هوش عاطفی از دیدگاه مایر و سالووی
اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار از سوی سالووی و مایر در سال ۱۹۹۰ به عنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح شد. الگوی اولیه‌ آنها از هوش عاطفی شامل سه حیطه یا گستره از توانایی ها می شد.
۱- ارزیابی و ابزار هیجان: ارزیابی و بیان هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیر کلامی، همچنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می شود.
۲- تنظیم هیجان در خود و دیگران: تنطیم هیجان در خود به این معناست که فرد تجربه فرا خلقی، کنترل، ارزیابی و عمل به خلق خویش را دارد و تنظیم هیجان در دیگران به این معناست که فرد تعامل مؤثری با سایرین(برای مثال آرام کردن هیجاناتی که در دیگران درمانده کننده هستند) دارد.
۳- استفاده از هیجان: استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل، مسأله گشایی است.
مایر و سالووی(۱۹۹۷)تعریف اولیه شان از هوش عاطفی را با ایجاد یک مدل چهار شاخه ای از هوش عاطفی توشعه دادند(دای ودیگران، ۲۰۰۳: ۱۲).
این مدل هوش عاطفی را به صورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی می کند. اما با این وجود مدل مورد نظر ازچهار شاخه یا مؤلفه تشکیل می شود.
توصیف این مدل چهار شاخه ای در شکل ۱-۲ نشان داده شده است، که چهار شاخه و متعاقباً مراحل پردازش هیجانی مرتبط با هر شاخه را مشخص کرده است.
شکل ۲-۱ مدل هوش عاطفی مایر و سالوی(۱۹۹۷)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *