تحقیق دانشگاهی – بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت …

تحقیق دانشگاهی – 
بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت  …

  1. أَقْبَلَتِو َأعَارَتْ استعاره بالکنایه از «حصلت وافعال مترادف آن»بنابراین اقبال دنیا وعاریه دادن محاسن آن، به معنای حصول نعمت ها و تحقق خوبی هاست.گویی أقبلت و أعارت(لفظ استعاره وبه عبارتی مستعارله)به حصلت و تحققت و..(مستعارمنه)تشبیه شده است و«الدُُّنْیَا»به عنوان قرینه آورده شده که استعاره تخییلیه محسوب می شود و معمولابا استعاره بالکنایه یامکنیه همراه می باشد.وتفاوت تخییلیه با مکنیه در این است که تخییلیه بیشتر استعاره در فعل است که در این عبارات به کار گرفته شده .(عرفان ،۱۳۵۸ :۲/۱۵۴-۱۴۲)
  2. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

ج.کنایه؛
۱٫حضرت دراین سخن ارزشمندبه یکی ازمعیارهای نادرست ارزشگذاری افراددراجتماع اشاره فرموده است وآن دنیا و مظاهرمادی اعم از ثروت و مقام ومنصب است لذا او (ع) دنیارا کنایه ازامکانات و امتیازات مادی و دنیوی آورده است ؛ایما یا اشاره کنایه ای را گفته اند که در آن ملازمه آشکاروواسطه های اندک باشد.
۲٫درمجموع عبارات این کلمه نورانی چهارکنایه ازنوع ایماء به کاررفته است و آن ها عبارتنداز؛الف. أَقْبَلَتِ الدُّنْیَاکنایه از توجه نمودن.ب.أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَیْرِهِ کنایه از دادن خوبی ها.ج. إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ کنایه از روی گردانی د. سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ کنایه از گرفتن خوبی ها
۳٫مجموع عبارت کنایه(تعریض)ازحسن معاشرت و رفتاراست(مکنی عنه) ( همان منبع : ۲۱۵-۲۱۱)
۴٫امام (ع) بدین وسیله بر خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسندیده با مردم سفارش کرده است، و عبارت: ان متّم… کنایه از همان است، زیرا از لوازم خوشرفتارى آدم اهل معاشرت دلسوزى دیگران به او در زندگى و به هنگام نیازمندى او، و گریه آنان پس از مرگ اوست.. (همان )
۴-۰۴ نهج البلاغه- حکمت ۱۰
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:خَالِطُوا ٱلنَّاسَ مُخَالَطَهً[۱۰] إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ- وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا[۱۱] إِلَیْکُمْ‏*
»با مردم چنان رفتار کنید که اگر در آن حال مردید، بر شما بگریند، و اگر زنده ماندید، علاقمند به معاشرت با شما باشند»
موضوع حکمت (اخلاقی،اجتماعی)(روش زندگى با مردم)
اسلام به خوش رفتاری دعوت کرده است و این که انسان با مردم روشی خوشایند داشته باشدبه طوری که باچهره گشاده با ان هاروبرو شودو با نرمی و مهربانی با آن ها سخن گویدواحساس کننددرآسایش و سختی وسختی هاو رنجهایی که برآن ها وارد می شوددرکنارشان است. واین موضوع به طور طبیعی دارای آثارونتایجی است و از جمله آثارآن این است که اگراز مردم دورشودو اورا ازدست بدهندجستجویش می کنندوبرای دیدنش اشتیاق می ورزند وچون بمیرددرفراقش می گریندواندوهگین می شوند،بخاطراینکه با ازدست دادن اواحساس زیان می کنند.ومسلمان بایدهمین گونه باشد( ابن ابی الحدید ؛ ۱۳۷۹-۱۳۶۸: ۷/ ۲۳۵)
وجوه بیانی وسیمای ادبی
الف.استعاره,
خالِطُوا و مُخالِطَﺔً استعاره مصرحه تبعیه(مستعار) از عاشروا و معاشره به معنی خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسندیده با مردم(مستعارمنه) است،وجامع آن هاشدت ارتباط و پیوندباآنان واهتمام نسبت به رفع مشکلات است
ب.کنایه؛
امام (ع) بدین وسیله بر خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسندیده با مردم سفارش کرده است، و عبارت: إن مِتُّم… کنایه تعریض از همان است، زیرا از لوازم خوشرفتارى آدم اهل معاشرت،دلسوزى دیگران به او در زندگى و به هنگام نیازمندى او، و گریه آنان پس از مرگ اوست(عرفان،۱۳۵۸ :۲/ ۲۱۵-۲۱۱)
۴-۰۵نهج البلاغه حکمت ۱۲
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ[۱۲] ٱلإِخْوَانِ[۱۳]-وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ[۱۴] مِنْهُمْ*
«ناتوانترین مردم کسى است که از یافتن دوستان، ناتوان باشد، و ناتوانتر از او کسى است که یاران به دست آورده را از دست بدهد»
موضوع حکمت(اخلاقی،اجتماعی،تربیتی)آیین دوست یابى
حضرت دراین سخن برتحکیم پیوندهای اجتماعی تاکید می کند ودوستان وبرادران دینی انسان را به عنوان یک سرمایه ارزشمندیادآوری می کند.وازدست دادن این سرمایه ارزشمندرا ازنشانه های ناتوانی افراد برمی شمارد
وجوه بیانی وسیمای ادبی
الف. استعاره؛
۱٫کلمه ٱلإِخْوَانِ (مستعار) را که دراصل به معنی برادران است استعاره از دوست صمیمی گرفته است تابدین وسیله ارزش آن رادرذهن مخاطبین افزایش دهد.
۲٫واستعمال لفظ « اکْتِسَابِ »(مستعار)که به معنوی کسب منفعت درمعامله است درمورد انتخاب دوست(مستعارمنه) اسنعاره مصرحه تبعیه می باشد جامع آن دواشتراک در جلب منفعت باقرینه ألإخوان گویی حضرت می فرمایند:انتخاب دوستان خوب به خاطر منافع مادی و معنی که عاید انسان می شود مانندمعامله سودمنداست. (همان منبع:۱۵۴-۱۴۲)
ب.تشبیه؛
«مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ[۱۵] ألإخوان ِ» مشبه مرکب عقلی به«أَعْجَزُ النَّاسِ»مشبه به مرکب عقلی به صورت بلیغ تشبیه شده است وهمینطوراست تشبیه « مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ[۱۶] مِنْهُمْ »به «وَ أَعْجَزُ مِنْهُ» تاویل آن این است العاجزعن اکتساب الاصدقاء عاجزترین است ونیز(ضیّاع الاصدقاء )عاجزتراز اوست. .( همان منبع:۲۲-۱۹)
۴-۰۶نهج البلاغه حکمت ۱۴
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَنْ ضَیَّعَهُ [۱۷]ألْأقْرَبُ أُتِیحَ[۱۸] لَهُ الْأَبْعَدُ*
کسى که اقوام نزدیک او را رها کنند، اشخاص غریبه به یارى او برخیزند. »
موضوع:(اخلاقی،اجتماعی)روش برخورد با خویشاوندان
حضرت دراین کلمه نورانی،برتوجه و اهتمام مجدی نسبت به خویشاوندان نزدیک تاکید می نمایند.اینکه مبادا به بهانه ی گرفتاری هابه ویژه آنچه بدون اختیار و تقصیر ازجانب انسان برایشان رخ داده است مورد بی مهری قرار گیرند.
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت
دراین کلمه نورانی مواردی از کنایه آورده شده است
۱٫مَنْ ضَیَّعَهُ کنایه تعریض از ازدست دادن،وهمینطورأُتِیحَ کنایه از یادکردن،