بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- …

بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه-  …

۲٫ألْأقْرَبُ و الْأَبْعَدُ استعاره بالکنایه است به ترتیب « اقرب »ازخویشاوندان نزدیک یعنی کسانی که نسبت خانوادگی وریشه نسبی شان با انسان نزدیک ویا«أبعد» کسانی که نسبت خانوادگی وریشه نسبی شان با انسان دوراست و ازنوع کنایه از موصوف می باشد.بدین صورت که صفت را به کار برده وبه واسطه آن به موصوف اشاره نموده است.وبدین وسیله هشدارمی دهدکه گمان نکنید اگراز آنها دست کشیدید و مسئولیت خودرا درباره آنان رها کردید ،دیگرکسی به دادشان نخواهدرسید بلکه خداوند دلهای اشخاص دیگری را متوجه آنان خواهد کرد. (ثروتیان؛۱۰۵:۱۳۷۸)
خراسانیها که عجم بودند به یارى بنى عباس که دولتى عرب بود، قیام کردند و اگر به سیره و تاریخ تأمل کنى نظیر این موضوع را فراوان و به صورتى شایع خواهى دید. (ابن ابی الحدید ؛۱۳۷۹-۱۳۶۸: ۷/ ۲۳۹)
۴-۰۷نهج البلاغه حکمت ۱۵
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَا کُلُُّ مَفْتُونٍ[۱۹] یُعَاتَبُ[۲۰] *
.« و درود خدا بر او، فرمود: هر فریب خورده‏اى را نمى‏شود سرزنش کرد »
موضوع: (اخلاقی ،اجتماعی)روش برخورد با فریب خوردگان جامعه
حضرت(ع)دراین کلمه روش صحیح موضع گیری وشیوه مناسب هدایتگری را درخصوص افرادفریب خورده گوشزد می نماید.وسرزنش کردن و عتاب خطاکاران و منحرفان را به طورعام موثر نمی دانند.
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
الف.مجاز؛
این سخن را على علیه السّلام به سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه و عبد الله بن عمر فرموده است و این به هنگامى بوده که آنان از بیرون رفتن با او به جنگ جمل خود دارى کردند، کُلُُّ مَفْتُونٍ مجاز مفردمرسل است به علاقه کلیت ،کل را بکاربرده واز آن معنای جزء را اراده فرموده اندکه همان بعضی از اصحاب آن بزرگوار می باشند که از فرمان وی برای شرکت درجنگ سرباز زدند.(مکنی عنه) (همان منبع:۲۳۹)
ب.کنایه؛
این جمله کنایه ای است به صورت ایماء واشاره به عدم تأثیرسرزنش و عتاب خطاکاران به طورعام.واظهارعدم اعتنای حضرت به مخالفت برخی اصحاب و یا عدم اعتنای آنحضرت به سرزنش و عتاب آنان به دلیل عدم احتمال تاثیر آن و قاطعیت و جدیت خود درانجام تکلیف ،باشد.
ومی توان کنایه به صورت تعریض نیز باشدیعنی کنایه غیر مستقیم که مورد کنایه درآن ذکر نمی شودوبه قول عوام الناس ؛به در می گویند تا دیوار بشنود(احمدنژاد،۶۶:۱۳۸۵)

۴-۰۸نهج البلاغه حکمت ۲۰
*وَ قَالَ ( علیه‏السلام )أَقِیلُوا[۲۱] ذَوِی الْمُرُوءَاتِ[۲۲] عَثَرَاتِهِمْ[۲۳] فَمَا یَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ یَدَهُ بِیَدِ اللَّهِ یَرْفَعُهُ*
و درود خدا بر او، فرمود: از لغزش جوانمردان درگذرید، زیرا جوانمردى نمى‏لغزد جز آن که دست خدا او را بلند مرتبه مى‏سازد.
موضوع حکمت: (اخلاقی،اجتماعی)روش برخورد با جوانمردان
باتوجه به این که صالحان جامعه وجوانمردانی که همواره بخاطرساماندهی اوضاع جامعه اسلامی ازخودگذشتگی و ایثار می کنندوجزء ارکان اصلی و پشتوانه های مادی ومعنوی بسیارمهم به حساب می آیند،لازم است با این افراد مثل افراد عادی جامعه معامله نشود.ممکن است این افرادنیز درزندگی دچارلغزش هایی شوند.ودراثرغفلت ودرشرایط خاصی دچارمشکلاتی گردندحضرت توجه به این قشراز جامعه اسلامی را مورد تاکیدقرار می دهد.
وجوه بیانی و سیمای ادبی حکمت؛
الف. استعاره؛
۱٫عبارت أَقِیلُوا ذَوِی الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ…. عثرات استعاره مُصّرَّحه مطلقه است از آنچه از آنهاسرمیزند.بدین صورت که خطاها به لغزیدن تشبیه شده است ومشبه به یعنی عثرات بالوازم مشبه(أقیلوا) ذکرشده است…(کمره ای ۱۳۵۶: ۲۱/ ۳۷)
۲٫امام (ع) با یادآورى این مطلب که دست خدا به دست جوانمردان است آنان را بلند مى‏کند، در مورد، گذشت از لغزشهاى جوانمردان، که به ندرت لغزش از آنها سر مى‏زند، تشویق کرده است مانند داد و ستد آنان که ممکن است پشیمان شوند. کلمه: «عَثَرَاتِ» را استعاره از خطایى که از روى بى‏توجّهى از آنان سرزند، و لفظ «ید»مستعارمنه،را براى عنایت و قدرت(مستعارله) خداوندى، استعاره بالکنایه آورده است.زیرا درتقدیربروز وظهورقدرت خدابه «ید؛دست» تشبیه شده و این که دست خدا به دست آنهاست و آنان را بلند مى‏کند، کنایه از وابستگیهاى آنان به خدا و جبران حال ایشان است، توضیح آن که جوانمردى، فضیلت بزرگى است که باعث جلب توجّه مردم و میل قلبى و کمک آنان مى‏گردد، بدین ترتیب، خطاکار جوانمرد، براى عنایت خدا، و هم چنین به پاخواستن و جبران لغزش خود، آمادگى پیدا مى‏کند (بحرانی ؛۱۳۷۳ : ۵/۴۲۳)
ب.کنایه؛
۱٫عبارت أَقِیلُوا ذَوِی الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ…. کنایه به صورت تعریض از نادیده گرفتن خطاها ست….
۲٫وعبارت …وَ یَدَهُ بِیَدِ اللَّهِ یَرْفَعُهُ کنایه به صورت ایماءست از یاری خداوند.(مکنی عنه)(عرفان،ترجمه جواهرالبلاغه،۱۳۵۸ :۲/ ۲۱۵-۲۱۱)
۴-۰۹نهج البلاغه حکمت۲۳
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَنْ أَبْطَأَ[۲۴] بِِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِِعْ بِِهِ حَسَبُهُ *
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که کردارش او را به جایى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید.
موضوع حکمت؛(اجتماعی،اجتماعی) ضرورت عمل گرایى
دراین کلمه نورانی حضرت(ع)یکی از ملاک های غلط و امتیازات نادرست اجتماعی راکه افتخارات حسب و نسب است ،گوشزدفرموده است.
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
دراین حکمت مواردی از کنایه به کاررفته است؛
۱٫یعنى: هر کس که عمل شایسته و خوب نداشته باشد و بدان جهت از مراتب بلند دنیوى و اخروى عقب بماند، بزرگى و شرافت خانوادگى- هر چند که داراى شرافتى باشد- او را تند نگرداند. کندى عمل[أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ]، کنایه از نرسیدن او به نیکى است به صورت ایما، به دلیل نداشتن چیزى از اعمال پاکیزه که او را به نیکى برساند. امام (ع) اسراع (تند گرداندن) را در برابر بطؤ (کند ساختن) قرار داده است. (بحرانی ؛۱۳۷۳ : ۵/۴۲۵)
۲٫بنابرمجموع عبارت کلمه کنایه(از نوع تعریض) از نسبت میان عدم مفیدواقع شدن حسب و نسب درصورت فعال نبودن انسان درامور خیر وکوتاهی در اعمال نیک است . (عرفان،۱۳۵۸ :۲/ ۲۱۵-۲۱۱)
این سخن تشویق بر عبادت و بندگى است و نظیر آن در مباحث گذشته بسیار آمده است. و نظیر این گفتار رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است که فرموده است: «اى فاطمه دختر محمد از من براى تو در قبال خداوند متعال کارى ساخته نیست، اى عباس بن عبد المطلب از من براى تو در قبال خداوند متعال کارى ساخته نیست.»، «همانا گرامى‏ترین شما در پیشگاه خداوند پرهیزگارترین شماست.»(ابن ابی الحدید ؛۱۳۷۹-۱۳۶۸: ۷/ ۲۴۶)
۴-۰۱۰نهج البلاغه حکمت ۲۴

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است