بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت …

بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت  …

عبارت طوبى… کنایه است ازنوع تعریض وادار ساختن بر آراستگى به فضایل یاد شده است(مکنی عنه)، یعنى خوشا به حال او، و این حالت در حقیقت حالت خوبى است براى اولیاى خدا در آخرت، یعنى همان حالت خوشى و لذّت جاوید.
کَأَنَّ الْمَوْتَ فِیهَا عَلَى غَیْرِنَا کُتِبَ «گویی مرگ برای دیگران است » کنایه تعریض ازغفلت وبی توجهی نسبت به مرگ(مکنی عنه) است
وَ کَأَنَّ الْحَقَّ فِیهَا عَلَى غَیْرِنَا وَجَبَ «گویی حق بردیگران واجب است»کنایه تعریض ازنادیدگرفتن حق
وَ کَأَنَّ الَّذِی نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِیلٍ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ «گویی مردگان مسافرانی هستندکه به زودی به سوی مابرمی گردند»کنایه تعریض ازعدم عبرت گرفتن ازمرگ دیگران (عبرت نگرفتن )مکنی عنه
نَأْکُلُ تُرَاثَهُمْ «میراثشان را می خوریم»کنایه از به ارث بردن اموال مردگان (مکنی عنه)
َکأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ «گویی بعدازمردگان جاودانه ایم»کنایه ازعدم جاودانه بودن (مرگ مکنی عنه) (احمدنژاد؛۱۳۸۵: ۶۶)
۴-۰۳۲ نهج البلاغه-حکمت ۱۲۶
*وقالَ علیه ٱلسَّلامُ: عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ ٱلْْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ- وَ یَفُوتُهُ ٱلْْغِنَى الَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ- فَیَعِیشُ فِی ٱلْدُّنْیَا عَیْشَ ٱلْفُقَرَاءِ- وَ یُحَاسَبُ فِی ٱلْْآخِرَهِ حِسَابَ ٱلأغْنِیَاءِ- وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَکَبِّرِ الَّذِی کَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَهً- وَ یَکُونُ غَداً جِیفَه[۶۰]ً- وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللَّهِ وَ هُوَ یَرَى خَلْقَ اللَّهِ- وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ ٱلْْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَى ٱلْمَوْتَى- وَ عَجِبْتُ لِمَنْ‏ أَنْکَرَ ٱلْنَّشْأَهَ الأخْرَى- وَ هُوَ یَرَى ٱلْنَّشْأَهَ الأولَى-وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ ٱلْْفَنَاءِ وَ تَارِکٍ دَارَ ٱلْْبَقَاءِ*
و درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از بخیل: به سوى فقرى مى‏شتابد که از آن مى‏گریزد، و سرمایه‏اى را از دست مى‏دهد که براى آن تلاش مى‏کند. در دنیا چون تهیدستان زندگى مى‏کند، امّا در آخرت چون سرمایه‏داران محاکمه مى‏شود.
و در شگفتم از متکبّرى که دیروز نطفه‏اى بى‏ارزش، و فردا مردارى گندیده خواهد بود
و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده‏ها را مى‏نگرد و در وجود خدا تردید دارد
و در شگفتم از آن کس که مردگان را مى‏بیند و مرگ را از یاد برده است،
و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار مى‏کند در حالى که پیدایش آغازین را مى‏نگرد،
و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنى، را آباد مى‏کند امّا جایگاه همیشگى را از یاد برده است.
موضوع: شگفتى ضدّ ارزش‏ها (اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)
دراین کلام حضرت (ع)به مهم ترین زشتی های اخلاقی پرداخته است که هریک از آن ها به تنهایی برای هلاکت انسان و ازبین بردن خوشبختی معنوی وی کفایت می کند،وآن بخل و تکبر،وشک درباره خدا و غقلت از مرگ و نپذیرفتن زندگی دوباره پس از مرگ و حب دنیاست…(کمره ای ؛۱۳۵۶: ۲۱/ ۱۹۳)
وجوه بیانی وسیمای ادبی؛
الف.مجاز؛
کَانَ بِالأمْسِِ نُطْفَهًوَ یَکُونُ غَداً جِیفَهً…که دیروز نطفه‏اى بى‏ارزش، و فردا مردارى گندیده خواهد بود نُطْفَهًو جِیفَهً؛مجاز مفردمرسل(لغوی) هستند ازانسان متکبر به علاقه ماکان و مایکون. (عرفان؛۱۳۵۸ :۲/ ۱۲۳-۱۱۱)
بنابراین امام (ع) به دلیل تعجّب خود از خودخواه گردنفراز از طریق یادآورى ریشه وجودى او، توجّه مى‏دهد یعنى انسان خودخواه در آغاز نطفه‏اى در نهایت حقارت و پستى بوده که با گردنفرازى تناسب ندارد، و هم‏چنین سرانجام او مردارى در نهایت پلیدى خواهد بود. (بحرانی ؛۱۳۷۴ : ۵/۵۲۴)
ب.استعاره؛
یَرَى خَلْقَ اللَّهِ- نَسِیَ ٱلْْمَوْتَ ، یَرَى ٱلْْمَوْتَى یَرَى ٱلْنَّشْأَهَ الأولَى(افعال یری یعنی می بیند و نسی یعنی فراموش می کند استعاره مصرحه است)زیرا دراین جملات درک کردن وتحقق امرخلقت ومرگ(مستعارله) بخاطر شدت وضوح به دیدن تشبیه شده است و همچنین است فعل نسیَ(مستعارمنه) یعنی فراموش کرد استعاره مصرّحه از غفلت است(مستعارله).
ب. تشبیه؛
فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ(تاویل آن عیش البخیل فی الدنیا عیش الفقراء است)بنابراین زندگی بخیل دردنیا(مشبه)به زندگی فقیران (مشبه به)تشبیه شده است وهمینطور است وَ یُحَاسَبُ فِی الآخِرَهِ حِسَابَ الأغْنِیَاءِ(تاویل آن حسابه فی الآخره حساب الإغنیاءاست) بنابراین در هردو مورد،نوع تشبیه مفردمقید حسی به مشابه خود و با توجه به حذف ادات تشبیه و وجه شبه از نوع تشبیه بلیغ و موکد می باشد
ج.؛کنایه؛
وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِوَ تَارِکٍ دَارَ الْبَقَاءِ(دارفناءو داربقاء کنایه از نوع تعریض اولی برای دنیا و دومی برای آخرت ومجموع عبارت کنایه ازتلاش بیهوده وناپایدار ونادیده گرفتن اهمیت آخرت می باشد.)
.مجموع تشبیهات کنایه است برای برحذرداشتن انسان از بخل با توجه به نتایج شومی که دارد.
عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ …. (به سوى فقرى مى‏شتابد که از آن مى‏گریزد،) – وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى ……..(و سرمایه‏اى را از دست مى‏دهد که براى آن تلاش مى‏کند) کنایه از تلاش بیهوده است که نه تنها به نتیجه نمی رسد بلکه شخص را از هدف دورتر می کند(همان منبع)
۴-۰۳۳(نهج البلاغه حکمت ۱۳۱)؛
*وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً یَذُمُّ الدُّنْیَا أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا الْمُغْتَرُّ[۶۱] بِغُرُورِهَا الْمُنْخَدَعُ بِأَبَاطِیلِهَا أَتَغْتَرُّ بِالدُّنْیَا ثُمَّ تَذُمُّهَا أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ [۶۲]عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ مَتَى اسْتَهْوَتْکَ[۶۳] أَمْ مَتَى غَرَّتْکَ أَ بِمَصَارِعِ[۶۴] آبَائِکَ مِنَ الْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِکَ تَحْتَ الثَّرَى کَمْ عَلَّلْتَ بِکَفَّیْکَ وَ کَمْ مَرَّضْتَ بِیَدَیْکَ تَبْتَغِی لَهُمُ الشِّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ[۶۵] لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ غَدَاهَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ دَوَاؤُکَ وَ لَا یُجْدِی عَلَیْهِمْ بُکَاؤُکَ لَمْ یَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُکَ وَ لَمْ تُسْعَفْ[۶۶] فِیهِ بِطِلْبَتِکَ وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِکَ وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَکَ بِهِ الدُّنْیَا نَفْسَکَ وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَکَ إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَهٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَهٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلائِکَهِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَهَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّهَ فَمَنْ ذَا یَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ[۶۷] بِبَیْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُورِ رَاحَتْ بِعَافِیَهٍ وَ ابْتَکَرَتْ بِفَجِیعَهٍ[۶۸] تَرْغِیباً وَ تَرْهِیباً وَ تَخْوِیفاً وَ تَحْذِیراً فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاهَ النَّدَامَهِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ذَکَّرَتْهُمُ الدُّنْیَا فَتَذَکَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا*
ترجمه؛ و درود خدا بر او، فرمود: (شنید مردى دنیا را نکوهش مى‏کند.)
توبیخ نکوهش کننده دنیا:
اى نکوهش کننده دنیا، که خود به غرور دنیا مغرورى و با باطل‏هاى آن فریب خوردى خود فریفته دنیایى و آن را نکوهش مى‏کنى آیا تو در دنیا جرمى مرتکب شده‏اى یا دنیا به تو جرم کرده است
کى دنیا تو را سرگردان کرد و در چه زمانى تو را فریب داد آیا با گورهاى پدرانت که پوسیده‏اند (تو را فریب داد) یا آرامگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیده‏اند آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده‏اى و آنان را پرستارى کرده و در بسترشان خوابانده‏اى درخواست شفاى آنان را کرده، و از طبیبان داروى آنها را تقاضا کرده‏اى در آن صبحگاهان که داروى تو به حال آنان سودى نداشت، و گریه تو فایده‏اى نکرد، و ترس تو آنان را سودى نرساند، و آنچه مى‏خواستى به دست نیاوردى، و با نیروى خود نتوانستى مرگ را از آنان دور کنى. دنیا براى تو حال آنان را مثال زد، و با گورهایشان، گور، خودت را به رخ تو کشید.
خوبیها و زیباییهاى دنیا:
همانا دنیا سراى راستى براى راست گویان، و خانه تندرستى براى دنیا شناسان، و خانه بى‏نیازى براى توشه‏گیران، و خانه پند، براى پندآموزان است. دنیا سجده‏گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جایگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. چه کسى دنیا را نکوهش مى‏کند و جدا شدنش را اعلام داشته، و فریاد زد که ماندگار نیست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است و حال آن که (دنیا) با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت، امّا در صبحگاهان با مصیبتى جانکاه بازگشت، تا مشتاق کند، و تهدید نماید، و بترساند، و هشدار دهد، پس مردمى در بامداد با پشیمانى، دنیا را نکوهش کنند، و مردمى دیگر در روز قیامت آن را مى‏ستایند، دنیا حقائق را به یادشان آورد، یاد آور آن شدند، از رویدادها برایشان حکایت کرد، او را تصدیق کردند، و اندرزشان داد، پند پذیرفتند.
موضوع: (اخلاقى، اجتماعى)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.