بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت ۵

بررسی وجوه بیانی دیدگاه‌های اجتماعی امام علی(ع) در کلمات قصار نهج البلاغه- قسمت ۵

بدیهى است اطلاق فوز در این موقعیت براى آنان مجاز مرسل از باب اطلاق اسم ضدى بر ضد دیگرش مى باشد نظیر آنکه “سیئه” را “جزا” بنامیم.
در عبارت دوم سربازان جنگ، از آن جهت که هر دو ابزار نبرد و عامل دفع دشمنند، به تیرهایى تشبیه شده اند.
امام “ع” پس از مقایسه ى اعزام سربازان به جبهه جنگ با پرتاب تیر از چله ى کمان، مخاطبان خود را به بدترین صفات ممکن براى تیر توصیف مى کند که در آن شرایط، تیر پرتاب شده هیچ خاصیتى بدنبال ندارد. در این تشبیه زیبا و لطیف سربازانى که با فرمان جنگ از شهر خارج شده اند ولى رسالت خود را به انجام نرسانده اند، به تیرى همانند شده اند که سر و ته آن شکسته است و بالطبع با فاصله ى کمى از کمان سقوط مى کند و نقش بر زمین مى شود. (بحرانی ؛۱۳۷۳ : ۲/۵۲)
دقت در بافت هر دو جمله دقیق ترین شکل تشبیه بلیغ را که مبتنى بر ادعاى وحدت مشبه با مشبه به است، نمایان مى سازد.
تشبیه ملفوف، مفروق، تسویه و جمع
طرفین تشبیه مشبه و مشبه به به اعتبار تعدد هر دو یا تعدد یکى از آن دو، به چهار قسم تقسیم مى شوند، ملفوف، مفروق، تسویه و جمع.
تشیه ملفوف آن است که الفاظ مشبه را یک جا و پس از آن الفاظ مشبه به را با هم جمع کند، مانند:
لَیلٌ وَ بَدرٌ وَ غُصنٌ خَمرٌ وَ دُرٌ وَ وَردٌ
شَعـرٌ وَ وَجهٌ وَ قَدٌ رِیقٌ وَ ثَغرٌ وَ خَدٌ[۱]
شب و ماه تمام وشاخه و می ناب و مرواریدوگل سرخ است موی تو و صورت و قد وزیر گلو ودندان و گونه تو
تشبیه مفروق آن است که هر مشبهى را با مشبه به خویش جمع کنند. مانند: الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِوَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ سِیرُوا عَلَى اسْمِِ اللَّهِ. (نهج البلاغه-خطبه ۷۸)
منجم چون غیبگوست و غیبگو چون جادوگر و جادوگر چون کافر است و کافر در آذر، به نام خدا به راه بیفتید.
تشبیه تسویه آن است که مشبه در آن متعدد ولى مشبه به واحد باشد مانند: إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا.(نهج البلاغه-خطبه ۲۳)
همانا مال و فرزندان نصیبه ى این جهان است.
تشبیه جمع آن است که در آن مشبه واحد و مشبه به متعدد باشد. مانند: کُلَّمَا أَطَلَّ عَلَیْکُمْ مِنْسَرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ- أَغْلَقَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بَابَهُ- وَ انْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّهِ فِی جُحْرِهَا وَ الضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا! (نهج البلاغه-خطبه ۶۸)
هر گاه دسته اى از سپاهیان “شام” عنان گشایند و بر سرتان آیند، به خانه مى روید و در را به روى خود مى بندید و چون سوسمار در سوراخ مى خزید و یا چون کفتار در لانه مى آرمید!
در این تشبیه، مشبه فرار و پناه گرفتن در هنگام جنگ، واحد و مشبه به به لانه خزیدن سوسمار و کفتار مى باشد که متعدد است.
د.تشبیه مفرد و تمثیل
تشبیه به اعتبار وجه شبه به دو نوع تمثیل و غیر تمثیل تقسیم مى گردد:چنانچه وجه شبه در تشبیه وصفى انتزاع شده از امور متعدد و محصول نوع رابطه بین آنها باشد، تمثیل و اگر از امر واحدى انتزاع گردد، غیر تمثیل است.
تشبیه تمثیل بدلیل بکار گرفتن نیروى اندیشه و نیاز به تفکر از بلاغتى بیشتر برخوردار است و در تحریک نفوس و تقویت معانى اعم از مدح و ذم و برهان و… اثرى به مراتب قوى تر دارد.
تقسیم طرفین تشبیه به اعتبار حسى و عقلى بودن آن
۳-۳-۳طرفین تشبیه مشبه و مشبه به
۱- یا هر دو حسى هستند یعنى با یکى از حواس پنج گانه قابل درک هستند.
۲- یا هر دو عقلى هستند و در پرتو تعقل ادراک مى شوند.
۳- یا مشبه عقلى است و مشبه به حسى.
۴- یا مشبه حسى است و مشبه به عقلى. قسم اول مانند: وَ ایْمُ اللَّهِ لَتُغْرَقَنَّ بَلْدَتُکُمْ حَتَّى کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِهَا کَجُؤْجُؤِ سَفِینَهٍ أَوْ نَعَامَهٍ جَاثِمَهٍ. (نهج البلاغه-خطبه ۱۳)
به خدا سوگند، شهر شما غرقه ى آب مى شود و گویى مسجد آن را مى نگرم که همچون سینه ى کشتى از آب برون مانده یا شترمرغى بر سینه به زمین خفته.
قسم دوم مانند:حتى تکون نصره احدکم من احدهم کنصره العبد من سیده.
و یارى یکى، دیگرى را چون یارى بنده باشد به مولا.
مشبه و مشبه به هر دو معنایى اضافى و معقول است و وجه شبه ذلت در برابر دیگران است.
قسم سوم مانند: فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ کَقَطَرَاتِ الْمَطَر. (نهج البلاغه-خطبه ۲۳)
تقدیرهاى آسمان، همچون قطره هاى باران به زمین، بر هر کس فرود مى آید. تقدیرهاى آسمان معقول و نزول باران محسوس است.
قسم چهارم [ در مورد دلایل موافق و مخالف راجع به جواز تشبیه محسوس به معقول مراجعه شود به(کمره ای ؛۱۳۵۶: ۱/ ۶۶)مانند بیت زیر:
کَأنَّ أبیضاضَ البَدرِ مِن بَعدِ غَیمِهِ
نجــاهٌ مِنَ البَاســاءِ بَعدَ وُقُوعِ
گویا درخشندگى ماه تابان پس از درآمدن از پشت ابرها، رهایى از مصیبت پس از گرفتار شدن در آنست.
سه قسم اول از انواع چهارگانه فوق در جمله ذیل ملحوظ است: أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبِی قُحَافَهَ وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى‏. (نهج البلاغه-خطبه ۳)

این را هم حتما بخوانید :   بررسی موانع توسعه تجارت الکترونیک در شرکتهای کوچک و متوسط ایران و ...