بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- قسمت ۲۰

بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- قسمت ۲۰

زان بــبـســتــم روزن فــانــی ســرا
یُـؤْمِـنُـونَ بِـالْـغَـیْـبِ مـی‌بـایــد مــرا
(۱/۳۶۳۴)
اقتباس از آیه «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»، (همان کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم، انفاق می‌کنند.)، (بقره، ۳). مولانا از آیه در کلام خود خلاقانه استفاده می‌کند.

چـون بـگـویـم هَلْ تَرى‏ فیـما فُـطُـور
چــون شکـافم آسمـان را در ظـهـور
(۱/۳۶۳۵)
اقتباس از آیه «الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ فی‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ»، (کسی که هفت آسمان را تو بر تو آفرید؛ در آفرینش خدای رحمان، هیچ‌گونه نابسامانی نمی‌بینی؛ باز چشم بگردان آیا هیچ رخنه‌ای میبینی؟)، (ملک، ۳). مولانا به آیه‌ای نظر دارد که در آن پروردگار درباره‌ی آسمان‌ها می‌گوید.

من بـشــر بـودم ولـی یُــوحـى‏ إِلَـیّ
مـاه مـی‌گـویـد بـه خـاک و ابـر و فی
(۱/۳۶۶۵)
اقتباس از آیه «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً»، (بگو من بشرى همانند شما هستم، با این تفاوت که به من وحى مى‏شود که خداى شما خداى یگانه است، حال هر آن کس که امید در لقاى پروردگارش بسته است، کار نیکو پیشه کند و در پرستش پروردگارش کسى را شریک نیاورد.)، (کهف، ۱۱۰). این بیت را باید باتوجه با ابیات پیشین بررسی کرد. باتوجه به ابیات قبل، و این‌که هرکسی تابش مستقیم نور حق را نمی‌تواند تحمل کند، در این بیت ماه پیامبر یا ولی کامل است که نور حق را می‌گیرد. این ماه به خاک و ابر و سایه و به طور کلی موجودات خاکی می‌گوید من بشر بودم اما به من وحی می‌شود.

بیـن که الرَّحْـمـن عَـلَى الْعَرْشِ اسْتَـوى
تـخـت دل مـعـمــور شـد پاک از هوا
(۱/۳۶۷۱)
برگرفته از آیه «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»، (خداوند رحمان بر عرش استیلا یافت.)، (طه، ۵). مولانا در این از آیه به طور مستقیم و صریح استفاده کرده است تا بگوید وقتی دل مؤمن مانند تختگاهی آباد شود خدا را می‌بیند که بر این تختگاه تکیه زده است.

مــوج در مــوج لَــدَیْـنـا مُحْـضَـرُون
حـس‌هــا و عـقــل‌هـاشــان در درون
(۱/۳۶۷۸)
برگرفته از آیه «وَ إِنْ کُلٌّ لَمَّا جَمیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُونَ»، (و جز این نیست که همگیشان نزد ما احضار کرده شوند.)، (یس، ۳۲). مولانا با استفاده از عبارت قرآنی، به بازگشت همه آفریدگان به سوی حق اشاره دارد.

کـو نـهد گـلگــونـه از تَقْـوَى الْقُلُوب
کـی سیــه گـردد ز آتـش روی خوب
(۱/۳۷۱۲)
اقتباس از آیه «ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»، (چنین است و هرکس شعائر الهی را بزرگ بشمارد، [بداند که] آن از پروا و پرهیز دل‌هاست.)، (حج، ۳۲). مولانا خلاقانه از عبارت قرآنی استفاده می‌کند که بگوید تقوی الهی مانند سرخاب است که روی را زیبا می‌کند و نمی‌گذارد از شهوت سیاه شود.

بـــارگـــاه مـــا لَـــهُ کُـفُــواً أَحَــد
بــاز باش ای بــاب رحمـت تــا ابــد
(۱/۳۷۷۱)
اقتباس از آیه «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ»، (و او را هیچکس همتا نیست.)، (اخلاص، ۴). مولانا از آیه در مفهومی متفاوت با شأن نزولش استفاده می‌کند و حضرت علی (ع) را درگاه رحمت می‌شمارد که او را نظیری نیست.

نَأْتِ خـیـراً در عـقــب مـی‌دان مـهــا
رمــز نَــنْـسَــخْ آیَــهٍ أَوْ نُــنْــسِــها