بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- قسمت …

بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- قسمت  …


لازم آمـــد یَـقْــتُــلُــونَ الْأَنْـبِـیــاءَ
چون سفیهـان راست ایـن کـار و کیـا
از ســفــه إِنَّــا تَـطَـیَّـــرْنــا بِـکُــم
انـبـیـــا را گـفـتـه قــومـی راه گــم
(۲/۱۴۰۰-۱۴۰۱)
بیت اول اقتباس از عبارت قرآنی «…ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ»، (… این از آن بود که آیات الهی را انکار می‌کردند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند؛ و از آن بود که سرکشی می‌کردند و از حد در می‌گذشتند.)، (آل عمران، ۱۱۲).
بیت دوم برگرفته از آیه «قالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَ لَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلیمٌ»، (گفتند ما به شما فال بد زده‌ایم، اگر دست برندارید، شما را سنگسار می‌کنیم و از ما عذابی دردناک به شما می‌رسد.)، (یس، ۱۸). مولانا خلاقانه از عبارات قرآنی استفاده می‌کند تا بگوید وقتى‌که قدرت و حکومت در دست نادان‌ها باشد، آن نادان‌ها، پیامبران را خواهند کشت و مردم گمراه از روى نادانى و سفاهت به پیامبران گفتند: ما شما را شوم مى‌دانیم.

عصـمت و أَنْتَ فـیـهِـمْ چــون بــود
چون دل آن شـاه زیشــان خـون بود
(۲/۱۴۰۴)
اقتباس از آیه «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»، (و خداوند مادام که تو در میان ایشان هستی، آنان را عذاب نمی‌کند؛ و نیز مادام که استغفار می‌کنند، عذاب کننده‌ی آنان نیست.)، (انفال، ۳۳). مولانا به زیبایی از عبارت قرآنی استفاده می‌کند و می‌گوید وقتى دل آن شاه از ایشان خون باشد، در این صورت چگونه آنان به مصداق آیه‌ی وَ أَنْتَ فِیهِمْ از عذاب و بلا محفوظ مى‌مانند؟

آمــده کـــه إِنَّــا ذَهَـبْـنـا نَـسْـتَـبِـق
رحــم کرد این گرگ وز عـذر لـبــق
(۲/۱۴۱۱)
اقتباس از آیه «قالُوا یا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنا یُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ کُنَّا صادِقینَ»، ([و] گفتند پدر جان ما به مسابقه رفته بودیم و یوسف را نزد بار و بنه‌ی خودمان گذاشته بودیم، که گرگ او را خورد؛ و ما اگر هم راستگو باشیم، تو سخن ما را باور نخواهی کرد.)، (یوسف، ۱۷). مولانا در این بیت و ابیات قبل آن، از گرگ درون آدم‌ها سخن می‌گوید و معتقد است این گرگ از صدهزار گرگ ظاهری بدتر است مولانا می‌گوید این گرگ به حیله‌های مختلف آدمی را فریب می‌دهد، چه برای دریدن او و چه دریدن دیگران، چنان‌که برادران حضرت یوسف به بهانه‌ی مسابقه او را فریب دادند. بنابراین مولانا آیه را تفسیر و از آن در منطق تعلیمی استفاده می‌کند.

آن چـو لا شـرقی و لا غـربی کیَسـت
نـورهای چــرخ بـبـریــده پــیـست
نـــور بـاقــی را هـمــه انـصــار دان
بــرق را خــو یَخْـطَـفُ أَبْـصــار دان
(۲/۱۵۴۵-۱۵۴۶)
بیت اول اقتباس از عبارت قرآنی «…لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّ…»، (که نه شرقی است و نه غربی…)، (نور، ۳۵).
بیت دوم اقتباس از عبارت قرآنی «یَکادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ کُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فیهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قامُوا…»، (نزدیک است که برق [نور] چشمانشان را برباید هرگاه که [برق راهشان را] روشن کند، در پرتو آن پیش روند، و چون [راهشان را] تاریک کند بایستند…)، (بقره، ۲۰). مصراع دوّم بیت اول اشارت است به قسمتى از آیۀ  ٣۵  سورۀ نور که مى‌رساند نور وجود حضرت حقّ، محدود به جایى نیست، نهایتى ندارد و به هیچ تعیّنى متعیّن نمى‌شود. در بیت دوم نیز مولانا با استفاده از عبارت قرآنی می‌گوید نور صاعقه، بینایى چشم را مى‌رباید، ولى نور جاودان حق یار و یاور چشم است. بنابراین مولانا از آیات مذکور در منطق تعلیمی استفاده می‌کند.

لـذّت ذاتَ الْـیَمـیـنِ یــرجی الرجـال
تا کـه خـوفـت زایـد از ذاتَ الشِّـمال
(۲/۱۵۵۴)
اقتباس از عبارت قرآنی «…نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیَمینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ…»، (… و ایشان را [از چپ] به راست و [از راست] به چپ می‌گرداندیم…)، (کهف، ۱۸). در این بیت «ذات الشمال» کنایه از اشتغال به لذّات جسمانى و «ذات الیمین» کنایه از اشتغال به لذّات روحانى است بنابراین مولانا از واژگان قرآنی مفهومی متفاوت و یا بهتر بگوییم تفسیری نو ارائه کرده است.

بــگـذر کـــه لا أُحِـبُّ الْآفِــلـیــن
چــون خلیــل از آسمان هفـتـمـیـن
(۲/۱۵۶۰)
اقتباس از آیه «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأى‏ کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ»، (زمانی که شب بر او پرده انداخت، ستاره‌ای دید، گفت این پروردگار من است، آنگاه چون افول کرد، گفت افول کنندگان را دوست ندارم.)، (انعام، ۷۶). مولانا از آیه به عنوان تمثیل استفاده می‌کند و می‌گوید مانند حضرت ابراهیم خلیل از آسمان هفتم نیز بگذرد و در حین عبور از آن‌ها بگوید من افول‌کنندگان را دوست ندارم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.