بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار …

بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار  …

مصرع اول اقتباس از عبارت قرآنی «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ…»، (ای مؤمنان به پیمان‌ها[ی خود] وفا کنید…)، (مائده، ۱).
مصرع دوم اقتباس از عبارت قرآنی «…وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»، (… سوگندهای خود را حفظ کنید؛ خداوند بدین‌گونه آیات خویش را بر شما روشن می‌سازد، باشد که سپاس بگزارید.)، (مائده، ۸۹). مولانا در منطق تعلیمی عبارات قرآنی استفاده می‌کند و می‌گوید تو اى خردمند به احمق مگو «به عهد خود وفا کنید.» و باید از گفتن این سخن به او دست بردارى. نیز به احمق مگو «سوگندهاى خود را نگه دارید».

شـد عصـا ای جـان مـوسی مست تـو
اژدهـــا و مــــار انــدر دســت تــو
تـا بــه دسـتـت اژدهــا گـردد عـصـا
حــکم خُـذْهـا لا تَـخَـفْ دادت خــدا
صبـح نو بگـشـا ز شـب‌هــای سیــاه
هیــن یَــد بَـیْـضـاء نـمـا ای پادشــاه
(۲/۲۲۸۸-۲۲۹۰)
اقتباس از آیه «فَأَلْقاها فَإِذا هِیَ حَیَّهٌ تَسْعى‏. قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعیدُها سیرَتَهَا الْأُولى‏. وَ اضْمُمْ یَدَکَ إِلى‏ جَناحِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَهً أُخْرى‏»، ( آن را انداخت و ناگهان به هیئت مارى که جنب و جوش داشت در آمد. فرمود آن را بگیر و مترس، آن را به هیئت نخستینش در مى‏آوریم‏. و دستت را در بغلت کن، تا سپید و درخشان بدون هیچ بیمارى [پیسى‏] بیرون آید که این نیز معجزه دیگرى است‏.»، (طه، ۲۰-۲۲). این ابیات خطاب به حسام الدین چلبى سروده شده است. مولانا با ارائه‌ی تفسیری خلاقانه از آیه، می‌گوید نفس امّاره به مثابه‌ی مار و اژدها در دست همّت و ولایت تو همانند عصا، مسخّر و منقاد گشته است. خداوند به تو فرمان داده است: «بگیر آن را و مترس.» تا در دست ارشاد و همّت و ولایت تو، اژدهاى نفس مانند عصا منقاد و مطیع گردد. در اینجا مولانا، حسام الدین چلبى را به حضرت موسى (ع) تشبیه کرده است و از او مى‌خواهد که کرامتى روحانى نشان دهد و پردۀ سیاه گمراهى مردمان را بدرد و سپیده‌دم معرفت را نمایان سازد. ید بیضاء نیز اشاره است به معجزه‌ی حضرت موسى.

فـهـم کـرد از حـق که یَـا أَرْضُ ابْلَعِی
رجـف کـرد انـدر هـلاک هـر دعــی
(۲/۲۳۷۱)
اقتباس از عبارت قرآنی «وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءکِ وَیَا سَمَاء أَقْلِعِی»، (و گفته شد که ای زمین آبت را فرو بر، و ای آسمان [بارانت را] فرو بند…)، (هود، ۴۴). مولانا با استناد به این‌ آیه‌ی شریفه درک و معرفت را به جمادات نیز نسبت مى‌دهد.

کُنـد شـد زآمـیـز حیـوان حملـه‌شان
لاجـرم أَشْـفَـقْـنَ مِـنْــها جمـله‌شـان
(۲/۲۳۷۴)
اقتباس از عبارت قرآنی «… فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً»، (… ولی از پذیرفتن آن سرباز زدند، و از آن هراسیدند، و انسان آن را پذیرفت، که او [در حق خویش] ستمکاری نادان بود.)، (احزاب، ۷۲). مولانا با آوردن بخشی از عبارت قرآنی می‌گوید همه‌ی موجودات از حمل امانت الهى ترسیدند و از برداشتن آن تن زدند، مفهومی که در آیه نیز می‌توان یافت.

مـی‌کشـد بــالا کــه الـلَّــهَ اشْـتَـرى
مـشــتــری من خــدایسـت او مــرا
(۲/۲۴۴۰)
اقتباس از عبارت قرآنی «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ…»، (خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت از آنان خریده است…)، (توبه، ۱۱۱). مولانا صراحتاً مفهوم بیت و بخشی از آیه را می‌آورد و می‌گوید خریدار من حضرت حق تعالى است و او مرا به عالم اعلى بالا مى‌برد؛ زیراکه خداوند در آیه قرآن این وعده را داده است.

هـر چه کـارد جان بود از جـان جـان
مـا رَمَـیْــتَ إِذْ رَمَـیْــت راســت دان
(۲/۲۵۳۳)
اقتباس از عبارت قرآنی «…ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏…»، (… و چون تیر انداختی، به حقیقت تو نبودی که تیر می‌انداختی بلکه خداوند بود که می‌انداخت…)، (انفال،۱۷). مولانا قسمتی از آیه را در بیت آورده است و می‌گوید آیه‌ی ما رَمیْتَ إِذْ رَمَیْت را راست بدان؛ و هرچه را که روح آدمى، بکارد و کشت کند، مسلّماً از جانب حضرت حق تعالى است.

از سـر انـدیشــه مـی‌خـوان والضّـحی
ور تـو خواهی شـرح این وصل و ولا
(۲/۲۵۳۷)
مصرع دوم برگرفته از آیه «والضّحی»، (سوگند به روز روشن)، (ضحی، ۱). مولانا سوره‌ی ضحی را  یادآوری می‌کند و آن را به عنوان مستندى در تبیین و تفسیر دو بیت قبل این بیت آورده است می‌گوید بندگان نباید از رحمت و افاضه‌ی حق تعالى نومید شوند؛ چه عنایات و الطاف الهى اگر چند صباحى نمایان نشود، ولى وقتى ظهور کند دمادم مى‌رسد و انقطاعى بر آن عارض نمى‌شود.