بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- …

بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت-  …

آنچنان شـد که شنـیـدستی تــو حـال
پنـجه زد بـا مــوسـی از کبر و کمـال
همـچـنـین بــودست پـیــدا و نـهـان
صـد هـزار ابلـیـس و بلعــم در جهان
تا که بـاشـد ایـن دو بـر بــاقی گـواه
ایــن دو را مـشهــور گردانـیــد الــه
(۱/۳۳۰۲-۳۳۰۷)
الهام از آیات «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ. وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»، (و بر آنان خبر کسى را بخوان که به او [علم‏] آیات خود را بخشیده بودیم و از آن عارى شد و شیطان در پى او افتاد و آنگاه از گمراهان شد. و اگر مى‏خواستیم قدر او را به خاطر آن [علمش به آیات‏] بلند مى‏داشتیم، ولى او به دنیا [و پستى‏] گرایید و از هواى نفس خویش پیروى کرد، آرى داستان او همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آورى، زبان از دهان بیرون مى‏آورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذارى باز زبان از دهان بیرون مى‏آورد، این داستان دروغ‏انگاران آیات ماست، پس برایشان این پند و داستان را بخوان باشد که اندیشه کنند.)، (اعراف، ۱۷۵-۱۷۶). مولانا براساس روایت مفسران قرآن، بلعم پسر باعور را یکی از زاهدان بنی‌اسرائیل می‌داند که مشمول توجه خداوند نیز بود اما به دلیل مقابله با موسی در شمار گمراهان درآمد. در قرآن نامی از بلعم نیست اما مفسران آیه مذکور را اشاره به او می‌دانند. به موجب این اعتقاد، خلق بلعم را مانند عیسای زمان می‌دانستند و به او سجده می‌کردند، دم او را شفای بیماران می‌دانستند.

چـون گـنـه مـانـنـد طــاعت آمدست
نــا امـیـدی را خــدا گـردن زدســت
طــاعـتـی‌اش مـی‌کـنـد رغــم وشات
چــون مـبـدّل مـی‌کـنــد او سیّئــات
(۱/۳۸۴۳-۳۸۴۴)
بیت اول اشاره به آیه «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»، (بگو ای بندگانم که زیاده بر خویشتن ستم روا داشته‌اید، از رحمت الهی نومید مباشید، چرا که خداوند همه گناهان را می‌بخشد، که او آمرزگار مهربان است.)، (زمر، ۵۳).
بیت دوم اقتباس از آیه «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»، (مگر کسی که توبه کند و ایمان ورزد و عملی صالح پیشه کند، که اینان کسانی هستند که خداوند سیئاتشان را به حسنات بدل می‌کند، و خداوند آمرزگار مهربان است.)، (فرقان، ۷۰). مولانا معتقد است گناه هم می‌تواند بهانه و یا عامل هدایت به راه حق شوند مفهومی که با اندکی تفاوت در آیه مذکور می‌توان یافت. در بیت دوم نیز مولانا از آیه قرآنی بدون ذکر منبع و یا نشانه مفهومی را گرفته است و به زبان خود بیان کرده است.
۴-۲-۲ بینامتنیت غیر صریح قرآن کریم و دفتر دوم مثنوی معنوی
ای فـزون از وهــم‌ها وز بـیـش بـیش
تو نه این بـاشی نـه آن در ذات خویش
(۲/۵۵)
اشاره به عبارت قرآنی «…لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ»، (مانند او چیزی نیست و اوست که شنوای بیناست.)، (شوری، ۱۱). مخاطب این بیت ظاهراً حسام الدین و یا ممکن است اشارت به ولی و انسان کامل باشد. که مظهر تجلی الهی است و از کم و کیف‌های ظاهری برون است. از آنجایی که مولانا تجلی حق را در انسان کامل می‌بیند می‌توان بیت را یادآور آیه مذکور دانست که مولانا خلاقانه در مفهومی متفاوت به کار گرفته است.

مــتـفق بــاشـند در واحــد یــقـیـن
آنک دو گفت و سه گفت و بیش ازین
دو سه گویان هم یـکی گویان شـونـد
احـولی چون دفع شد یکسـان شـونـد
(۲/۳۱۲-۳۱۳)
اشاره به عبارت قرآنی «لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ…»، (به راستی کسانی که گفتند خداوند یکی از [اقانیم] سه گانه است کافر شدند؛ و خدایی جز خداوند یگانه نیست…)، (مائده، ۷۳). در این ابیات سخن از وحدانیت خداوند و اعتقاد برخی به ثنویت و تثلیث است. مولانا در این ابیات می‌گوید آنها که به ثنویّت و یا تثلیث عقیده دارند سرانجام درباره‌ی وحدانیت حق، متفق مى‌شوند. زیرا وقتى‌که چشم آنها از نقص لوچ و دوبینى بهبود یابد، متّحد مى‌شوند و دوگانه‌پرستان و سه‌گانه‌پرستان به توحید و یکتاپرستى مى‌رسند. به بیان دیگر حقّ، یکى است تعدّد و اختلاف در آن ناشى از اغراض نفسانى و روانى است. مضمون این ابیات به طور غیرصریح از عبارت قرآنی مذکور گرفته شده است.

زانک شـه هـر زشـت را نـیـکـو کـند
لـطـف شـه جـان را جـنایت‌جـو کـند
(۲/۳۳۷)
الهام از عبارت قرآنی «…فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»، (… اینان کسانی هستند که خداوند سیئاتشان را به حسنات بدل می‌کند، و خداوند آمرزگار مهربان است)، (فرقان، ۷۰). لطف و مهربانى شاه، جان و روان بنده را به‌سوى گناه مى‌کشد؛ زیراکه شاه، هرزشت را نیکو مى‌کند. یعنى هرگناهى را مى‌بخشد و از گناهکار، فردى نیکوکا

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ر مى‌سازد. این مفهوم را در عبارت قرآنی مذکور نیز می‌توان یافت.

تــو بــدان قالب بمـنگــر گـبـروش
پـس شهیـدان زنده زین رویند و خوش
(۲/۳۸۶)