بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت- …

بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت-  …

اقتباس از آیه «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»، (خداوند بر دل‌ها و بر گوش‌هایشان مُهر نهاده است، و بر دیدگانشان پرده‌ای است و آنان عذابی بزرگ [در پیش] دارند.)، (بقره، ۷). مولانا از آیه استفاده می‌کند ولی با ذهن خلاق خود مفهوم آن را در جایگاهی متفاوت به‌کار می‌برد تا بگوید در پشت حجاب‌هاى دنیوى و پرده‌هاى عالم محسوس، صورت‌هایى از تجلّیات لطفیّه و قهریۀ حضرت حق تعالى وسروش‌هایى غیبى و الهامات ربّانى وجود دارد که براى چشم‌ها و گوش‌هایى که در حجاب دنیایى مستور شده‌اند قابل دیدن و شنیدن نیست. تنها چشم‌ها و گوش‌هایى مى‌توانند بر آن واقف شوند که از کمند عالم محسوسات رسته باشند.

نور را در مــرتـبـه تـرتـیـبــهـاسـت
وانــک زین قندیل کَم مشکات ماست
(۲/۸۲۲)
اشاره لفظی به عبارت قرآنی «… مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ…»، (… داستان نورش همچون چراغدانى است که در آن چراغى هست…)، (نور، ۳۵). مولانا با تداعی عبارت قرآنی می‌گوید آنکس که در مقامى فروتر از قندیل قرار دارد، مشکات ما به‌شمار مى‌رود. نور به اعتبار مرتبه، درجاتى دارد.

ذره ذره حــق و بـــاطـــل را جــدا
نــور فــرقان فـرق کردی بهــر مــا
(۲/۸۵۳)
اشاره به عبارت قرآنی «یا ایُّها الّذینَ آمنوا إِن تَتَّقُواللهَ یَجعَل لکم فُرقاناً…»، (ای مؤمنان اگر از خدا پروا کنید برای شما جدا کننده‌ی حق از باطل را پدید آورد…)، (انفال، ۲۹). مولانا در اینجا از معنى لفظى فرقان به معنى اصطلاحى آن یعنى قرآن کریم منتقل مى‌شود و مى‌گوبد نور قرآن، براى ما حق و باطل را متمایز کرده، و آن‌دو را ذرّه‌به‌ذرّه نشان مى‌دهد.

پـختـگی جـو در یقین منــزل مکـن
زآتـش ار عـلـمـت یقـین از سـخـن
این یقـیـن خواهـی در آتش درنشین
تـا نسوزی نیست آن عـیـن الیـقیــن
ور نــه قــل در گوش پیچیده شـود
گـوش چون نـافـذ بـود دیـده شـود
(۲/۸۶۱-۸۶۳)
اقتباس از آیات «کَلّا لو تَعلَمون عِلم الْیَقینِ. لَتَرَوُنَّ الجَحیم. ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ»، (حاشا اگر به علم الیقین بدانید [به خود آیید]. بی‌شبهه دوزخ را ببینید. سپس آن را به عین الیقین بنگرید.)، (تکاثر، ۵-۷). مولانا با الهام از آیات مذکور، یقین را سه قسم مى‌دانند: علم‌الیقین، عین الیقین و حق الیقین. در بیت دوم مولانا، عین‌الیقین را به معناى حق‌الیقین به‌کار برده؛ زیرا او به معنا اهمیّت مى‌دهد و خود را مقیّد به الفاظ و اصطلاحات نمى‌کند. در نهایت می‌گوید وقتى سالک، به گفتار و کلمات مردان حق، نیک گوش دهد، معرفت او از مرحلۀ نقلى به شهود عینى مى‌رسد.

دانــد او پــاداش خود در یَومِ الدِّیـن
گـفــت پـیـغمبـر که هر یک از یقین
(۲/۸۹۶)
مصرع دوم الهام از آیه «مالکِ یَومِ الدِّین»، (فرمانروای روز جزا.)، (حمد، ۴). مولانا ترکیب یوم الدین را از آیه مذکور الهام گرفته است.

بـی‌حـذر در شـعـلـه‌های نـار یــافت
جــان ابـــراهـیـم از آن انـوار زفــت
پـیـش دشـنـه‌ی آبـدارش ســرنـهـاد
چـونـک اسـمعیل در جویـش فـتــاد
آهــن انـدر دسـت بافـش نــرم شـد
جــان داود از شعــاعـش گــرم شـد
دیو گشـتـش بنـده فـرمـان و مطیــع
چون سلیــمان بُد وصـالش را رضیـع
چـشـم روشـن کــرد از بـوی پـسـر
در قـضـا یعقـوب چـون بنـهـاد ســر
شـد چـنـان بیـدار در تعبـیـر خـواب

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است