تجمل گرایی از دیدگاه اسلام- قسمت 20

تجمل گرایی از دیدگاه اسلام- قسمت 20
  • سید روح الله موسوی خمینی، صحیفه نور ، ج 17، تهران: موسسه تنظیم و نشرآثار امام، 1371، ص 185. ↑
  • محمدرضا حكیمى، جامعه سازى قرآنى، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1378، ص 181. ↑
  • «شأن» در لغت به معنای « کار مهم» ،«امر» ، و «حال» آمده است.( ابن منظور، پیشین، ج13، ص 230) در قرآن کریم ،چهار بار این واژه به کار رفته که در تمام موارد، به معنای « کار مهم» است. ( یونس/61 نور/62، رحمن/29، عبس/37)از آنجا که کارهای مهم، آدمی را به خود مشغول می سازد ، این واژه به معنای شغل نیز استعمال شده و به تدریج به معنای مقام و موقعیت شخصی و اجتماعی افراد به کار رفته و در عرف نیز همین معنا کاربرد فراوان پیدا کرده است ، مثلا گفته می شود: « این کار در شأن او نیست » یعنی با مقام و موقعیت او سازگاری ندارد. ↑
  •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • شیخ عباس قمی، سفینة البحار، تهران، دارالاسوه، 1422ه ق، چ سوم، ج‏1، ص‏617 ↑
  • طریحی، پیشین ، ج6،ص270 ↑
  • محمد باقر مجلسی، پیشین ، ج76، ص309 ↑
  • برای نمونه ر.ک هود/27و 29، کهف/28 ↑
  • ر.ک احزاب/37-38 ↑
  • ر.ک :محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 5، صص 339-343 ↑
  • برای توضیح بیشترر.ک : احمد عابدینی، امام خمینی ،ساده زیستی و مسأله شأن ، مجله فقه ،شماره 21و 22، سال 6، 1378ش، صص 293و 329-349 ↑
  • ر. ک :محمد دشتی، پیشین ، خطبه 200 ↑
  • محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج15 ، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1408 هجرى قمرى، ص 271 ↑
  • راغب اصفهانی ، پیشین ، ص467 ↑
  • طبرسی ، مجمع البیان ، پیشین ، ج 3، ص 631 ↑
  • خلیل بن احمد فراهیدی،پیشین ، ج‏6، ص283 ↑
  • ر.ک غلامعلی حداد عادل ،پیشین، ص 6 ↑
  • اعراف /26 ↑
  • اکبر هاشمی رفسنجانی ، پیشین ، ج 5 ، ص 501 ↑
  • شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، پیشین ، ج 5ص 94 ↑
  • محدث نوری ، پیشین،ج 3 ،ص 245 ↑
  • محدث نوری ، پیشین،ج3، ص 246 ↑
  • شیخ حر عاملی،پیشین، ج 11، ص 500 ↑
  • محمد دشتی ، پیشین ، خطبه 193 ↑
  • محمد بن یعقوب کلینی ، پیشین ، ج 4،ص12 ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین ، ج15، ص249 ↑
  • حسن بن شعبه حرانى، تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسین ،1404 هجرى قمرى، ص‏250. ↑
  • محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 6 ،ص 480 ↑
  • نحل/80 ↑
  • کلینی ، کافی، پیشین ، ج6، ص526 ↑
  • ر. ک: مجلسی، بحارالانوار، ج73،ص153 ↑
  • علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، پیشین ، ج 9، ص485 ↑
  • ناصر مکارم شیرازی،پیشین، ج 11، ص343 ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین ، ج 18، ص339 ↑
  • ملا فتح الله کاشانی، تفسیر خلاصه منهج الصادقین فى الزام المخالفین ج4، تهران: انتشارات كتابفروشى محمد حسن علمى، 1336 ش، ص89 ↑
  • حرعاملی، ج5، ص337 ↑
  • محمد دشتی، پیشین ، خ 209 ↑
  • ن .ک : همان منبع ↑
  • شعراء/129 ↑
  • شیخ حر عاملى،.پیشین ، ج 5، ص 338 ↑
  • همان منبع ، ج‏3،ص 588 ↑
  • شیخ حر عامل
    ى، پیشین ، ج : 5 ص : 316 ↑
  • خلیل جر، فرهنگ لاروس، سید حمید طبیبیان، امیرکبیر، تهران،1376، چاپ هفتم، جلد 2، ص 2163(و الوَجْرُ: الخوف. وَجِرْتُ منه، بالكسر، أَی خفت، و إِنی منه لأَوْجَرُ: مثل لأَوْجَلُ. و وَجِرَ من الأَمر وَجَراً: أَشفَقَ، لسان العرب، ج‏5، ص: 280) ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین ، ج‏3، ص‏588. ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین ، ج : 11 ص : 500 ↑
  • شیخ عباس قمی، پیشین ، ج‏1، ص‏616 ↑
  • محمد مهدى نراقى. جامع السعادات ، پیشین ، ج 2 ، ص 155 ↑
  • حلیة المتقین ، ملامحمد باقر مجلسى، چاپ سوم،بی جا ، انتشارات باقرالعلوم، 1370. ص 69 ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین. ج 16 ، ب 40 ، ص 305 ↑
  • ملامحمد باقر مجلسى، حلیة‏المتقین ، پیشین. ص 60 ↑
  • محمد بن یعقوب کلینی،پیشین، ج6 ،ص 276 ↑
  • سید علی‌اکبر صداقت، یکصد موضوع، 500 داستان، قم، نشرنامه، چ 2، ص 512. ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین. ج 5 ، ص 433 . ↑
  • محمد محمدی ری شهری ،پیشین،ج5، ص525 ↑
  • محدثی ،جواد ، اخلاق معاشرت ،چاپ نهم، قم:مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) ،1384،ص66 ↑
  • شیخ حر عاملى، پیشین ،ج 24 ،ص 313 ↑
  • محمد باقر مجلسی،پیشین، ج 1 ،ص 160 ↑
  • ناصر مکارم شیرازی،پیشین، ج‏15، ص: 104 ↑
  • ص/26 ↑
  • حسین مظاهری، جهاد با نفس، ج1، چاپ اول،بی جا ،1363،ص70 ↑
  • محمد باقر مجلسی،پیشین، ج 67 ،ص 64 ↑
  • كهف/ 28 ↑
  • فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: رضا ستوده، چاپ اول، ج‏15، تهران: انتشارات فراهانى، 1360 ش ‏ ص: 51 ↑
  • شیخ حر عاملی،پیشین، ج 2 ،ص438 ↑
  • نازعات/ 40 ↑
  • محمد باقر مجلسی،پیشین، ج 67، ص 76 ↑
  • ر.ک: ناصر مکارم شیرازی،پیشین،ج‏21، ص267 ↑

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *