دسترسی به منابع مقالات : مقایسه توانایی خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی وکارکرد خانواده دانش آموزان دختر تیزهوش …

دسترسی به منابع مقالات :
مقایسه توانایی خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی وکارکرد خانواده دانش آموزان دختر تیزهوش  …

منابع خودنظم بخشی
زیمرمن (۱۹۸۹) تعیینکنندههای خودگردانی در یادگیری را به سه دسته تقسیم میکند :
تعیین کنندههای شخصی
این عوامل به باورهای شناختی پنهان مانند خودکارآمدی و اضطراب بر میگردد (زیمرمن، ۱۹۸۹). برای مثال، حالات عاطفی فراگیران، یکی از عوامل شخصی است که بر استفاده از راهبردهای خودـ گردانی (راهبردهای فراشناختی، شناختی و انگیزشی) در یادگیری تأثیر میگذارد. اضطراب میتواند مانع استفاده از فرایندهای فراشناختی، بهویژه فرایندهای کنترل رفتار شود. بنابراین، محیط آموزشی باید محیطی آرام و دور از رقابتهای فشرده و اضطراب برای فراگیران فراهم آورند.
تعیینکنندههای رفتاری
نظارت بر خود، خودسنجی و خود واکنشی، آثار رفتاری تعیینکننده خودگردانی تلقی میشود. بدین ترتیب، مشاهده عملکرد شخص، اطلاعات مهمی در مورد چگونگی پیشرفت فرد به سوی اهداف به دست میدهد. نظارت برخود به دو صورت گزارش شفاهی یا کتبی و ثبت کمی کنشها و واکنشها  مهمی در مورد چگونگی پیشرفت فرد به سوی اهداف به دست میدهد. نظارت  برخود به دو صورت گزارش شفاهی یا کتبی و ثبت کمی کنشها و واکنش ها آموزش داده میشود. شواهد نشان میدهد که تشویق فراگیران به یاداشت برداری و ثبت واکنشهای خود، بر انگیزش، یادگیری و خود کارآمدی آنها تأثیر میگذارد (بندورا و شانک، ۱۹۸۱؛ نقل از کدیور، ۱۳۸۸).
تعیین کنندهای محیطی
کنترل خود، از طریق مشاهده الگو بروز میکند و در آن راهبردهای خودگردانی الگو واقع میشود؛ سپس با حمایت اجتماعی همراه شده و سر انجام به تنهایی اجرا میشود (زیمرمن،۱۹۸۹؛ نقل از کدیور، ۱۳۸۸).
اصول آموزش برای خود نظم بخشی
چهار اصل اساسی جهت آموزش خود تنظیمی در زیر آمده است که از تحقیق بر روی شش مؤلفه‌ خود تنظیمی شامل تعیین هدف، آماده کردن مکانی برای مطالعه، سازماندهی مواد آموزشی، کنترل یادگیری، ارزیابی پیشرفت و اثربخشی و مرور آزمونها بدست آمده است:
راهنمایی یادگیرندگان به منظور آماده کردن و ساختن یک محیط یادگیری مؤثرتر.
۲- سازماندهی آموزش و فعالیتها برای تسهیل فرایندهای شناختی و فراشناختی.
۳-  بکارگیری اهداف آموزشی و بازخورد به منظور ایجاد فرصتهایی جهت نظارت بر دانش آموز.
۴- ارائه‌ی اطلاعات مربوط به ارزشیابی مستمر به دانش آموزان و دادن فرصت مناسب به منظور جای دادن خود تنظیمی در آموزش فراهم نماید (شعاری نژاد،۱۳۸۲).
ضرورت آموزش خود نظم بخشی در مدارس
تکامل همه جانبه دانش آموزان در تمام ابعاد وجودیشان از اهداف عالیه نظام آموزش و پرورش است باید تلاش خود را معطوف برنامههای تربیتی نماییم که هدف آن خودنظم بخش کردن هر چه بیشتر دانش آموزان در امر آموزش و به تبع آن پرورش انسانهایی، مسئول، مستقل و دارای معیارهای درونی است. طبق الگوی زیمرمن کاربرد راهبردهای مختلف بکارگیری خودنظمبخشی و توانایی به انجام رساندن تکالیف به نحو شایسته در مدرسه به هم مربوط هستند. دانش آموزان خودنظم بخش برای موفقیت در امر یادگیری بیش از دیگران ارزشهای خود را شناخته و توانایی خود را باور دارند و خود را با دیگران مقایسه میکنند. آنها با رجوع به توانمندیها و معیارهای خود به داوری در مورد یادگیریشان میپردازند و بوسیله مرتب کردن اهداف، به کار بردن دانستههای قبلی، در نظر گرفتن تفاوت راهبردها، رفتارهایشان را اداره و کنترل میکنند (سلیمان نژاد،۱۳۹۱).
الگوهای یادگیری خودنظم بخشی
الگوی کرنو
کرنو (۱۹۹۴) یادگیری خودگردان را مشارکت فعالانه فرد در هدفگزینی و کنترل راهبردها و فرایندهای یادگیری، هنگام درگیری با تکلیف یادگیری تعریف میکند. او مفهوم یادگیری خود گردان را مجموعهای از راهبردهای یادگیری تعریف میکند که یادگیرنده میتواند برای مواجهه با نیازهای  یک  تکلیف به صورت  مؤثر و انعطاف پذیر  به کار ببرد (خانی، باقری و دانشیار، ۱۳۹۲). کرنو دو فرایند، اکتساب و تبدیل و پنج راهبرد، چارهجویی، نظارت، انتخاب، پیوند دادن و برنامهریزی را برای توصیف درگیری شناختی مشخص کرد. ترکیبهای کاربرد بالا و پایین دو فرآیند در تکلیف  چالش انگیز در یک محیط آموزشی چهار شکل از درگیری شناختی را تعیین میکند. فرآیند اکتساب، چاره جویی و نظارت را شامل میشود و فرآیند تبدیل، راهبردهای انتخاب کردن، پیوند دادن و برنامهریزی را شامل میشود. کرنو، خود تنظیمی را پیشرفتهترین شکل یادگیری شناختی دانسته است. دیگر شکلهای کاربرد فرآیندها عبارتند از تکلیف محور ( اکتساب پایین ، تبدیل بالا) ، مدیریت منابع  ( اکتساب بالا، تبدیل پایین) و یادگیری دریافتکننده (اکتساب پایین، تبدیل بالا).  الگوی کرنو، یک ارتباط فراشناختی را میان دو فرآیند تصور کرد؛ فرآیند اکتساب به صورت فراشناختی، فرآیند تبدیل را در جریان پردازش اطلاعات کنترل میکند.  فرایندها خودشان ترکیبی از پنج راهبرد هستند. فرآیند اکتساب به وسیله کاربرد راهبردهای چاره جویی و نظارت توصیف میشودو فرآیند تبدیل بوسیله کاربرد راهبردهای انتخاب، پیوند و برنامهریزی توصیف میشود (شیردل،۱۳۹۱).
الگوی بو کارتس 
بوکارتس[۳۹] (۲۰۰۲) آموزش مهارتهای خودتنظیمی به یادگیرندگان را هدف اصلی آموزش و پرورش میداند، زیرا این مهارتها نه تنها موجب می شوند که فرد در دوران تحصیل یادگیری خویش را هدایت کند، بلکه پس از اتمام تحصیلات نیز، این امکان را فراهم

این را هم حتما بخوانید :   نقش ابعاد دلبستگی در راهکارهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان با واسطه ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

میآورند که فرد دانش خود را همزمان با دانش روز تطبیق کند. وی در فرآیند خودتنظیمی یادگیری به عنوان: دانش قبلی، دشواری و در عین حال سادگی این فرآیند، آموزش یادگیری خودتنظیمی و تعادل بین مؤلفههای شناختی و انگیزش آن تأکید میورزد. در الگوی یادگیری خودگردان بوکارتس (۱۹۹۷) وضعیتهای برابر و یکسانی برای مؤلفههای شناختی و انگیزشی یادگیری فرض شده است. بوکارتس، خودگردانی یادگیری را مجموعهای تعاملی در نظر میگیرد که هم شامل خود تنظیمی انگیزشی و هم خودتنظیمی شناختی است. الگوی شش مؤلفهای او از یادگیری خودگردان میتواند به عنوان چارچوب تشریح کننده این نوع خودگردانی در سه سطح در نظر گرفته شود؛ یعنی سطح اهداف، سطح راهبردها و سطح دانش قلمرو خاص. وی دانش قبلی را یک عامل مهم و تعیین کننده در فرآیند خود تنظیمی تلقی میکند و معتقد است که هر کدام از این شش مولفه مبین یک نوع از دانش قبلی است که به منظور رخ دادن خودتنظیمی در یادگیری، باید در دسترس یادگیرنده باشد.
مکرراً بوکارتس (۱۹۹۹ ،۱۹۹۷ ، ۱۹۹۲ ) بر وابستگی متقابل مؤلفههای فرد تأکید میکند. برای مثال، مؤلفههای فراشناختی و انگیزشی، عمیقاً بر راهبردهای فرد تأکید میکند. برای مثال، مؤلفههای فراشناختی و انگیزشی، عمیقاً بر راهبردهای یادگیری مربوط تأثیر میگذارند، در حالی که دانش راهبردهای شناختی به میزان زیاد به دانش اخباری در محتوای حوزه مربوطه وابسته است. کمبود دانش در یک بخش از الگو میتواند در خودگردانی یادگیری نقش باز دارنده یا ممانعت کننده داشته باشد. بوکارتس (۲۰۰۲) بر آگاهی از اهداف یادگیرندگان تأکید میکند و معتقد است که برای درک این که چرا یادگیرندگان برای موفقیت تلاش میکنند و چرا و چگونه آنها، خودشان را تنظیم میکنند، آگاهی ما از اهداف یادگیرندگان ضروری است. خودتنظیمی به صورت پیچیدهای با ساختار اهداف فرد ارتباط دارد و یادگیرندگان برای اکتساب، نگهداری، پرورش و محافظت از اهدافی که برایشان ارزش دارد، میکوشند. بوکارتس معتقد است که معلمان با سازماندهی موقعیت های یادگیری به صورتی که یادگیرندگان همیشه برای شروع فرایند یادگیری به وسیله ایجاد اهداف یادگیری از سلسله مراتب اهداف خودشان تشویق شده باشند اجازه پیدا میکنند که موقعیتها را به صورت معنی دار تجربه کنند.
بر اساس الگوی سه مرحلهای نهایی وی سه نظام تنظیمی در یادگیری خودتنظیم درگیر هستند :
۱-   تنظیم خود ( انتخاب اهداف و منابع)
۲-   تنظیم فرآیند یادگیری (استفاده از دانش و مهارتهای فراشناختی برای جهت دادن یادگیری)
۳-تنظیم روشهای پردازش اطلاعات (انتخاب راهکارهای پردازش اطلاعات) .
الگوی کارور و شییر
کارور و شییر[۴۰](۲۰۰۰) الگوی درباره خودتنظیمی ارائه نمودهاند که خود تنظیمی درگیری با تکلیف را توصیف میکند. طبق این الگو وقتی شخصی هدفی را دنبال میکند، اگر دچار مانعی شود، یک بازبینی از موقعیت به عمل میآورد. در طی این بازبینی یادگیرندگان پیشبینی میکنند که چنانچه تلاش خود را افزون کنند، یا طرح خود را تغییر دهند و اصلاح  نمایند، تا چه اندازه میتوانند به هدف خود نزدیک شوند. چنانچه بین وضعیت موجود و اهداف و معیارهای فردی فاصله دیده شود، یادگیرنده برای کاهش این فاصله تلاش میکند و ممکن است برای رسیدن به اهداف خود، طرح را تغییر دهد و یا اهداف قبلی خود را اصلاح کند و یا تلاش کند تا ابزار و شیوه جدیدی پیدا کند. همینطور ممکن است تکلیف را رها کند، که این مسئله معمولاً بعد از شکست اتفاق میافتد. در این الگو بازخورد به صورت درونی است؛ یعنی فرد به خودش بازخورد میدهد. این الگو، خود ایده آل افراد و ادراک آنها از خواستههای محیط را مورد تأکید قرار میدهد. کارور و شییر (۲۰۰۰)، خود را به عنوان یک سیستم منسجم از اصول یا اهداف سطح بالاتر توصیف میکنند. اهداف سطح بالاتر انتزاعی هستند و در سلسله مراتب اهداف در بالا  قرار میگیرند، آنها این اهداف را به صورت « من می خواهم ….باشم » توصیف میکنند. اهداف شخصی دانش آموزان در سطح پایینتر قرار میگیرند. این اهداف عینیتر هستند. اهداف سطح پایینتر از اهداف شخصی عینیتر هستند، زیرا به ارائه زنجیرههای رفتاری اعمال، اشاره دارند و الگوهای رفتاری نام دارند. مطابق نظر کارور و شییر، این سلسله مراتب اهداف برای هر یادگیرنده منحصر به فرد است. بر طبق این الگو،  خود تنظیمی با نظام اهداف مرتبط است (محمدپور،۱۳۹۱).
خود نظم دهی
تلاش برای کاهش اختلاف بین عملکرد و اهداف و ارزشهای مرجع
کاهش موفقیت آمیز اختلاف
خیر آیا مشکلی وجود دارد؟
بلی
توقف فعالیت و ارزیابی پیامد مورد انتظار
اطمینان(امیدواری)؟
بله

این را هم حتما بخوانید :   مقاله دانشگاهی - نقش ابعاد دلبستگی در راهکارهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان با واسطه ...